چالشهای عدالتگستری؛ عذرخواهی و بخشایش بهمنزلۀ افقهای تازه در دیوان کیفری بینالمللی
نویسندگان
1 دانشآموختۀ دکتری، حقوق جزا و جرمشناسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران.
2 پژوهشگر پسادکتری، گروه حقوق کیفری و جرمشناسی، دانشکدۀ حقوق، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
3 دانشیار، گروه حقوق، دانشکدۀ علــوم اداری و اقتصــــــــاد، دانشگاه اصفهـــــان، اصفهـــــان، ایــــــران.
doi
10.30513/cld.2025.6603.2063چکیده
برپایی عدالت از مهمترین اهداف تأسیس دیوان کیفری بینالمللی است، همانگونه که اساسنامۀ این دیوان و قواعد مرتبط با آن نیز در راستای بازنمایی و اجرای عدالت در نظام کیفری بینالمللی تدوین شده است. از اینرو، چیستی و تحلیل چالشها و محدودیتهای دیوان در واقعیتبخشی به این مهم موضوع محوری پژوهش کنونی است. ابهام اصلی این است که کدام پاسخ در برابر جنایات شدید بینالمللی همچون نسلکشی و جنایات جنگی در مقیاسی بزرگ که جهان را غرق در بیعدالتی میکنند، میتواند مظهر و مدعی بازگشت، استقرار و تحقق عدالت باشد؟ یافتههای پژوهش نشان میدهد که دیوان برای نیل به این هدف با چالشهای ساختاری و پاسخشناسانۀ قابل توجهی روبهروست، ازجمله محدودیت در اعمال صلاحیت، دشواری ارجاع وضعیت به دیوان، تنگناهای مربوط به مصادیق جنایات تحت صلاحیت و نیز چالشهای مربوط به سزادهی، جبران خسارت، عدالت ترمیمی و مصالحه. این سختیها و پیچیدگیها، در عمل استقرار عدالت را نسبی، محدود و نمادین ساختهاند. به همین دلیل باید در پی فراعدالت بود، به این معنا که با اصلاح اساسنامه و توجه به سازوکارهای صلحمدار همچون «عذرخواهی» و «بخشایش»، تا حدودی کمبودهای عدالتگستری دیوان را جبران کرد.