چالشهای کاربست هوش مصنوعی در فرایند تعیین مجازات؛ مطالعۀ تطبیقیِ حقوق ایران و کامنلا
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری حقوق جزا و جرمشناسی، گروه حقوق جزا و جرمشناسی، دانشکدۀ حقوق، دانشگاه قم، قم، ایران.
2 گروه حقوق جزا و جرمشناسی، دانشکدۀ حقوق، دانشگاه قم، قم، ایران.
3 گروه حقوق جزا و جرمشناسی، دانشکدۀ حقوق، دانشگاه قم، قم، ایران.
doi
10.30513/cld.2025.7075.2123چکیده
در سالهای اخیر، ورود هوش مصنوعی به عرصۀ حکمرانی قضایی، چالشهای متعددی را برای نظامهای حقوقی به همراه داشته است. این مقاله به تحلیل مختصات فرایند تعیین مجازات در دو نظام حقوقی کامنلا و ایران و بررسی چالشهای پیشروی هر دو نظام در کاربست هوش مصنوعی در این فرایند میپردازد تا از این رهگذر، موانع نظام حقوقی ایران در پذیرش تصمیمگیری قضایی مبتنی بر هوش مصنوعی را واکاوی کند. این مقاله با روش توصیفی - تحلیلی و بهرهگیری از مطالعۀ تطبیقی، به بررسی چالشهای کاربست هوش مصنوعی در مرحلۀ تعیین مجازات در کامنلا و نظام حقوقی ایران میپردازد. یافتهها حاکی از آن است که بهرغم وجود چالشهای مشترک در هر دو نظام، در کامنلا، گذار به حکمرانی قضایی هوشمند از طریق اصلاحات ساختاری آغاز شده، با تدوین دستورالعملهای آماری و دادهمحور ادامه یافته و در نهایت به بهرهگیری از الگوریتمهای هوشمند در تصمیمگیری قضایی منتهی شده است. در مقابل، نظام حقوقی ایران بهدلیل فقدان چارچوبهای کمّی و دادهمحور در تعیین مجازات، اختیارات قابل ملاحظۀ قضات، بهویژه در جرایم تعزیری و منظومۀ مغشوش شرع و عرف در نظام مجازاتها، فاقد زیرساختهای لازم برای ادغام مؤثر هوش مصنوعی است. پیشنیاز ضروری برای بهرهگیری مسئولانه و اثربخش از هوش مصنوعی در نظام حقوقی ایران، نخست ضابطهمند کردن فرایند تعیین مجازات و تدوین چارچوبهای دادهمحور در نظام قضایی است تا پردازش دقیق دادهها و افزایش پیشبینیپذیری در تصمیمات قضایی امکانپذیر شود. همچنین لازم است بهصورت تدریجی و متناسب با ساختارهای فقهی وحقوقی ایران، مدلهایی بومی برای کاربست هوش مصنوعی در تعیین مجازات طراحی شود که ضمن بهرهگیری از ظرفیت تحلیل داده، بر تضمین استقلال قضایی و حفظ جنبههای اخلاقی و انسانی قضاوت تأکید داشته باشند.