خشونت علیه زنان در رمان جای خالی سلوچ و رمان گودان

نویسندگان

1 دانشگاه پیام نتور

2 محقق و پژوهشگر ادبیات فارسی و هندی

doi
10.22059/jor.2017.62709
چکیده

چکیده:  داستان­ پردازی و قصه­گویی در سرزمین هند سابقه­ای طولانی دارد. آثاری چون «پنج تنترا» که از داستان­های مهم در تاریخ کهن هند به­شمار می­ر­وند و شهرت جهانی دارند، از این دسته­اند و نثر فارسی اگرچه پس از شعر در ادبیات فارسی پدید آمد، اما تا دوران معاصر به­ دلایل مختلف، شعر از نثر پیشی گرفت. نخستین دلیل این­که چرا در ایران نثر از نظرگاه ادبی کمتر به پای شعر می­رسد شایداین امر باشد که آن­چه در ادبیات اقوام دیگر غالباً اختصاص به نثر دارد و عقاید حکمی و تعالیم اخلاقی و قصه و داستان از آن­جمله است، در ایران در شعر تجلی یافته است و آثاری چون بوستان و مثنوی لیلی و مجنون و خسرو و شیرین، نشانه­هایی از انجام وظیفه نثر به­وسیله­ی شعر است و از آنجا که این آثار منظوم از زیبایی و روانی قابل ملاحظه­ای برخودار بوده­اند، نثر فارسی از توجه به این­گونه آثار بازمانده است و لاجرم در مقایسه با شعر قلمرو محدودی یافته است. با این­وجود ادبیات نثر معاصر فارسی در حوزه­ی ادبیات جهانی و بالاخص ادبیات تطبیقی- چه درون مرزی و چه برون مرزی- دارای جایگاه خاصی است. دولت­آبادی و پرم چند از داستان­نویسان واقع­گرا (realist) در دوره­ی معاصر ادبیات ایران و هند هستند که در زمینه­ی داستان کوتاه، رمان، نمایشنامه و غیره آثار برجسته­ای از خود به­جا گذاشته­اند. این مقاله کوشش ­دارد با بررسی و تحلیل آثار و دامنه­ی نفوذ و تأثیر دو نویسنده، جایگاه­شان را در ادبیات داستانی معاصر دو کشور مشخص کند. روش پژوهش در این مقاله توصیفی- تحلیلی است که از استقصاء در متن­های داستانی دو نویسنده، به­ویژه «جای خالی سلوچ» و «گودان» و با استناد به ­آراء و نظریات منتقدان دربارۀ اثرگذاری آنان در دیگران و تحلیل این اظهارات، نقش و جایگاه این نویسندگان را ترسیم می­کند. مقاله حاضر نشان می‌دهد که هر دو نویسنده رویکرد مشابهی به مقاومت در برابر ظلم داشته‌اند.