رویکردی شناختی‌اجتماعی به چندمعنایی واژگانی مطالعة موردی: «جیگر»

نویسندگان

1 دانش‌آموخته دکتری زبان‌‌شناسی، دانشگاه علامه طباطبائی

2 استادیار زبان‌‌شناسی، دانشگاه پیام نور

doi
10.30473/il.2020.48036.1285
چکیده

این مقاله به بررسی چندمعنایی واژة «جیگر» در زبان فارسی در چارچوب زبان‌شناسی شناختی اجتماعی می‌‌پردازد، با این هدف که نشان دهد رویکرد زبان‌شناسیِ شناختی‌اجتماعی بهتر از رویکرد زبان‌شناسیِ شناختی می‌‌تواند از عهدة تبیین انعطاف در معانی مختلف واژه‌‌‌های چندمعنا برآید. در زبان‌شناسیِ شناختی چندمعنایی واژگانی را نمی‌توان به مفهومی ایستا که نزد همۀ گویشوران زبان ثابت است، تقلیل داد و متغیرهای اجتماعی مثل سن، جنسیت، طبقة اجتماعی، سطح سواد و غیره در آن مؤثرند. در این مقاله به پیروی از مدل رابینسون (2010، 2012 الف، 2012 ب و 2014) به‌طور خاص تأثیر دو متغیر اجتماعی سن و جنسیت بر تعداد و برجستگی هریک از معانی واژة چندمعنای «جیگر» نزد گویشوران بررسی می‌شود. اطلاعات به روش کتابخانه‌‌‌‌ای، مصاحبه و پرسش‌‌نامه جمع‌آوری شده‌‌اند. روش پژوهش توصیفی‌تحلیلی و نیز میدانی، و روش تحلیل داده‌ها تلفیقی (کمّی و کیفی) است. نتایج نشان داد که زبان‌‌شناسیِ شناختی‌اجتماعی می‌تواند تنوع معنایی واژه‌‌های چندمعنا و تأثیر متغیرهای اجتماعی جنسیت و سن بر تعداد و برجستگی هریک از معانی را دقیق‌تر تبیین کند. به‌عبارت‌دیگر، نتایج نشان داد که معانی مختلف واژة چندمعنای مذکور در میان گویشوران زن و مرد متعلق به گروه‌های سنی متفاوت، توزیع یکسانی ندارد و تصادفی نیست، بلکه به میزان چشمگیری تحت‌تأثیر سن و جنسیت است.