فردیسازی بازپروری در پرتو الگوهای سهگانۀ اصلاح مجرمین
نویسندگان
1 دانشیار گروه حقوق جزا و جرمشناسی، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
2 استادیار، بخش حقوق، دانشکدۀ حقوق، علوم سیاسی و تاریخ، دانشگاه یزد، یزد، ایران.
doi
10.30513/cld.2025.6725.2076چکیده
فردیسازی در حوزۀ علوم جنایی را میتوان بهعنوان فرایندی چندلایه در نظر گرفت که از مراحل مختلفی تشکیل شده است. در نخستین مرحله، فردیسازی قانونی قرار دارد که در آن قانونگذار، مجازات را متناسب با شدت جرم تعیین میکند، اما به دلیل ماهیت کلی و غیرشخصی قوانین، ویژگیهای فردی مجرمان کمتر مورد توجه قرار میگیرد. در مرحلۀ بعد، فردیسازی قضایی مطرح میشود که در آن، قاضی ضمن بررسی ویژگیهای شخصیتی، روانشناختی و اجتماعی متهم، میکوشد تا مجازاتی متناسب با شرایط فردی او تعیین کند. علاوه بر این، فردیسازی در مرحلۀ اجرای مجازات نیز اهمیت دارد، بهویژه در نظامهایی که اجرای احکام جنبۀ قضایی دارد. در این مرحله، امکان تعدیل یا تغییر نحوۀ اجرای مجازات متناسب با وضعیت زندانی فراهم است. فراتر از این سطوح، فردیسازی بازپروری مطرح میشود که هدف آن، اصلاح و بازتوانمندسازی مجرم و پیشگیری از تکرار جرم است. این فرایند مستلزم طراحی برنامههای بازپروری فردمحور بر اساس الگوهای اصلاحی موجود است تا هر فرد، متناسب با نیازها و شرایط خود، تحت برنامههای آموزشی، درمانی و مهارتآموزی قرار گیرد و مسیر بازگشت به جامعه برای او هموار شود. «الگوی شناختی – رفتاری » با تمرکز بر اصلاح الگوهای فکری و رفتاری فرد، به ایجاد تغییرات درونی در مجرمان کمک میکند و زمینههای بازپروری آنها را فراهم میسازد. « الگوی ریسک - نیاز - پاسخدهی» با شناسایی و رفع نیازهای خاص هر فرد، شرایطی ایجاد میکند که خطر تکرار جرم کاهش یابد. «الگوی زندگیهای سعادتمند» با تأکید بر ایجاد فرصتهایی برای زندگی سالم و هدفمند، به مجرمان کمک میکند تا مسیرشان را از بزهکاری بهسوی بازتوانی و رشد شخصی تغییر دهند. بهکارگیری همزمان این سه الگو میتواند تأثیر قابل توجهی در بهبود وضعیت فردی مجرمان، کاهش نرخ تکرار جرم و در نهایت، تسهیل بازگشت موفق آنها به جامعه داشته باشد.