تعادل بافتی در ترجمه از عربی به فارسی (با رویکرد کاربردشناختی)

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات عرب دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره)

doi
چکیده

ترجمه به­عنوان فرآیندی پیچیده، نیاز به شناخت همه جانبۀ زبان دارد چه زبان مبدأ و چه زبان مقصد. شناخت زبان از رهگذر زبان­شناسی فرمالیستی و معناشناسی در نگرش سنتی یا مدرن، شرط لازم است نه کافی. در این راستا زبان شناسی کاربردی (البته در کنار نوع فرمالیستی آن) می­تواند راه­گشا باشد. نگرش کاربردی، زبان را به عنوان گفتمان و نه متن در نظر می­گیرد. شناخت بافت غیر زبانی و به­­ویژه نوع موقعیتی آن از زاویۀ نگاه کاربردشناختی، به مراتب شناخت زبانی فراتر و عمیق­تری به مترجم می­دهد. مترجم با شناخت بافت موقعیتیِِ متن مبدأ می­تواند چنین بافتی را در زبان مقصد در قالب واژگان و سبک متناسب به وجود آورد. و در نهایت به عنوان آفرینندۀ متنی جدید و فرستندۀ پیام به تعادل ترجمه­ای برسد. نگارنده در مقالۀ حاضر سعی بر آن نموده است تا با رویکرد کاربردشناختی به ترجمه از عربی به فارسی بپردازد. در این راه با فرض مثال­هایی که بیشتر جنبۀ آموزشی دارند مطلب را در سطح عملی دنبال کرده است و در پایان مقاله به این نتیجه رسیده است که نگرش سنتی (فرمالیستی) باعث می­شود تا مترجم با نگاهی جزئی در چهارچوب متن محصور شود و همۀ پیام را از زبان مبدأ دریافت نکرده و انتقال­ندهد حال آنکه در نگرش گفتمانی جنبه­های فرامتنی پیام هم قابل انتقال است.