اثرات الگوبرداری از مدل‌های توسعۀ کانونی سرمایه‌داری در جوامع غیرکانونی

نویسندگان

1 دکترای علوم سیاسی، گرایش جامعه‌شناسی سیاسی، گروه علوم سیاسی، دانشکدۀ علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.

2 دانشیار، گروه علوم سیاسی، دانشکدۀ علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.

doi
10.22034/pbr.2024.422989.1387
چکیده

کشورهای غیرکانونی نظام‌ جهانی مدرن در تکاپوی رهایی از سلطۀ تاریخی غرب و حرکت به‌سوی توسعۀ ساختاری و مستقل از کنترل سیستمی هژمونیک جهانی تاریخ آشفته‌ای تجربه کرده‌اند. در این راستا، توسعۀ تاریخی کانون سرمایه‌داری همواره الگوی نظری و عملی برای جوامع غیرکانونی بوده است. اهمیت بحث حاضر به پیامدهای الگوبرداری توسعه از جوامع کانونی در مناطق غیرکانونی مربوط می‌شود. ضرورت این مسئله ناشی از عدم امعان‌نظر ساختارهای مسلط دانش به پیچیدگی و خاص‌بودگی صورت‌بندی جوامع مختلف و فرایند توسعۀ چندراستایی است. با این ملاحظات پرسش اصلی مقالۀ حاضر چنین مطرح می‌شود: اثرات ساختاری و بلندمدت اقتباس و الگوبرداری از مدل‌های توسعۀ سرمایه‌داری کانونی در جوامع غیرکانونی چگونه است؟ فرضیۀ پژوهشی استدلال می‌کند به ‌علت خاص‌بودگی صورت‌بندی‌های تاریخی جوامع مختلف و کنترل سیستمی هژمونیک بر ساخت نظام بین‌ دولتی، روند توسعه در هندسۀ نامتقارن نظام‌ جهانی سرمایه‌داری تابع اصول پیچیدگی بوده و بنابراین الگوبرداری از تجربۀ توسعۀ کانونی سرمایه‌داری در جوامع غیرکانونی اثرات بحرانی و پراکنده‌ساز در کلیت نظام اجتماعی این جوامع پدید می‌آورد. مقالۀ حاضر واکاوی فرضیۀ مطرح‌شده را در بستر روش ساختاری ـ انتقادی ارائه خواهد کرد.