قابلیت فهم متقابل بین گویش‏‏‌های کردی میانی و کردی جنوبی: مطالعة موردیِ گونه‏‏‌های مهابادی و بدره‏‏‌ای

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان‏ شناسی همگانی، گروه زبان و ادبیات انگلیسی، واحد سنندج، دانشگاه آراد اسلامی، سنندج، ایران

2 دانشیار، گروه ادبیات انگلیسی و زبان شناسی، دانشگاه کردستان، سنندج، ایران

3 استاد، گروه زبان ‏شناسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

4 استادیار، گروه زبان و ادبیات انگلیسی، واحد سنندج، دانشگاه آزاد اسلامی، سنندج، ایران.

doi
10.30473/il.2019.43975.1229
چکیده

پژوهش حاضر، مطالعه‏‏ای تجربی برای اندازه‏‏گیری قابلیت فهم متقابل بین گونة مهابادی از آذربایجان غربی و گونة بدره‏‏ای از استان ایلام، مطابق معیارهای زبان‏‏شناختی و فرازبان‏‏شناختی در چارچوب اصل چندزبانه‏‏پذیری است. به این منظور، از آزمون‏‏های عملکردی برای سنجش فهم زبانی و برای بررسی عوامل فرازبان‏‏شناختی مانند نگرش زبانی و برخورد زبانی از آزمون نظرسنجی استفاده شد. روش نمونه‏‏گیری تصادفی هدفمند بود. آزمون‏‏ها در چهار سطح ترجمة جمله، مثل واژه و بازگویی متن، ضبط شدند و به سمع آزمودنی‏‏ها رسیدند. آزمودنی‏‏ها ترجمة مواد شنیداری گونة مقابل را به زبان فارسی در پاسخنامه قید می‏‏کردند. یافته‏‏ها نشان دادند قابلیت فهم دو گونة موردبررسی متقارن نیست و به‏رغم آنکه نگرش گویشوران بدره‏‏ای نسبت به گونة مهابادی مثبت‏‏تر بود، نمرات گویشوران مهابادی در آزمون‏‏های زبانی بالاتر بود. این نتیجه با مطالعات ماورود (1976) و نیز دلسینگ و آکسون (٢٠٠٥) که مدعی بودند میان نگرش مثبت و قابلیت فهم زبانی همبستگی مثبت وجود دارد، مغایرت داشت. همچنین یافته‏‏ها نشان داد از میان یازده خصیصة واژگانی که به‏عنوان عوامل مؤثر بر قابلیت فهم، مورد تأکید کورشنر و همکاران (٢٠٠٨) است تفاوت آوایی و ریشه‏‏‏‏‏‏شناسی واژگانی نقشی مهم‏‏تر در میزان قابلیت فهم میان گویشوران این دو گونة زبانی دارند.