ارائۀ یک الگوی بومی هم‌راستاسازی توسعۀ آموزش‌های تکنیکی ـ تکمیلی دانشگاهی با نیاز بازار کار

نویسندگان

1 کارشناسی‌ارشد کارآفرینی، گروه مدیریت، دانشکدۀ اقتصاد و کارآفرینی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.

2 دانشیار، عضو هیئت‌علمی گروه مدیریت دانشکدۀ اقتصاد و کارآفرینی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.

3 دانشیار، عضو هیئت‌علمی گروه مدیریت دانشکدۀ اقتصاد و کارآفرینی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.

doi
10.22034/pbr.2025.198805
چکیده

ضعف هم‌راستایی آموزش‌های دانشگاهی با نیازمندی‌های بازار کار از جمله دغدغه‌های مهم نظام آموزشی کشور است، اما مدلی که بر اساس آن استراتژی مشخصی برای مواجهه با این چالش تدوین و اجرا شود در دسترس نیست. با توجه به این خلأ تئوریک، مقالۀ پیش‌رو درصدد است الگویی بومی به‌منظور هم‌راستاسازی توسعۀ آموزش‌های تکنیکی ـ تکمیلی دانشگاهی با نیاز بازار کار را با روش پژوهش آمیخته و بر منطق آشیانه‌ای ارائه کند. در بخش کیفی تا دستیابی به اشباع نظری با 17 نفر مصاحبه انجام شد؛ روش نمونه‌گیری در این بخش نمونه‌گیری نظری و بر اساس تکنیک گلوله‌برفی بوده است. در بخش کمّی پرسشنامه‌ای در اختیار 120 نفر از متخصصان قرار گرفت. روایی ابزار پژوهش در بخش‌های مختلف با استفاده از تکنیک‌های خودبازبینی، مثلث‌سازی و غیره و پایایی با ضریب آلفای کرونباخ بررسی و تأیید شد. به‌طور خلاصه، یافته‌های پژوهش نشان داد مجموعه عواملی به‌صورت چندبعدی و درهم‌تنیده بر کارآمدی و توسعۀ آموزش‌های دانشگاهی متناسب با تقاضای بازار، تأثیر گذارند. مدل پارادایمی ارائه‌‌شده نیز نشان‌دهندۀ آن است که این پدیده متأثر از عوامل مختلفی است که در شرایط علّی، مداخله‌ای و زمینه‌ای ‌طبقه‌بندی‌شدنی هستند و نتایج مختلف اقتصادی، آموزشی و اجتماعی به‌عنوان پیامدهای اجرای راهبردهای توسعۀ آموزش‌های تکنیکی ـ تکمیلی قابلیت مطرح‌شدن دارند. برنامه‌ریزی صحیح در راهبردها با مجموع بار عاملی 4٫14 مهم‌ترین نقش و حضور اساتید مهارتی باتجربۀ اجرایی در عوامل مداخله‌گر با بار عاملی 1/000 ضعیف‌ترین نقش را در ارائۀ الگو دارند.