تحلیل زبان‌شناختی داستان‌های اساطیری شاهنامه در چارچوب تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف‌

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام‌نور

2 استادیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام‌نور

3 استادیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام‌نور

doi
10.30473/il.2019.41470.1175
چکیده

تحلیل زبان‌شناختی بخشی از روش‌های تحلیل گفتمان برای شناخت ویژگی‌های زبانی است که در سطح خُرد توصیف می‌شود. هدف پژوهش حاضر، رمزگشایی خصوصیات صوری و زبانی گفتمان اساطیری در شاهنامۀ فردوسی در چارچوب نظری فرکلاف است. بر اساس مطالعات زبانی، سازمان‌دهیِ واژگان در سه دورۀ متناوب، با پیش‌دانسته‌های گوینده مرتبط است که نقش زبان را بر ساختار جهان‌بینی تولیدکنندۀ گفتمان از ایدئولوژی و نقش نخستین انسان، ارزش‌های بیانی واژگان و روابط اجتماعی هویت‌های متن‌بازنمایی می‌کنند و طرحی منسجم به شکل‌گیری گفتمان و داستان‌ها می‌بخشند. بر مبنای متغیرهای واژگانی، دورۀ سوم به لحاظِ بیشترین کمیت انواع روابط معنایی،‌ در کانون تکرار بن‌مایۀ ایدئولوژیک اساطیری قرار‌‌دارد. مشخصه‌های دستوری مندرج در جدول‌ها، نقش‌ اندیشگانی، رابطه‌ای و بیانی زبان را درگزینش نام شخصیت‌ها و شکل‌دهی به ژانر ‌حماسی گفتمان می‌نمایانند. سبک نقل قول آزاد غیرمستقیم در شیوۀ‌گزارش اطلاعات، منبع اقتدار گوینده و ساخت‌مندی اجتماعی متن را در تعامل با زمینۀ نژادی مشترک نشان می‌دهد. همچنین، ضمایر ارجاع منسجم‌ترین عامل پیوند زبانی در ساخت گزاره‌های خبری با مرجع هویت‌های کهنه(شناخته‌شده)‌محسوب می‌شوند.