اقتضائات جنگ حقوقی برای دیوان کیفری بینالمللی و بنیانهای پارادایمی آن
نویسندگان
1 استادیار، گروه حقوق جزا و جرمشناسی، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.
doi
10.30513/cld.2024.5972.1982چکیده
تحلیل نهادهای حقوقی از زوایای مختلف متضمن ایدههایی است که ما را فراتر از تحلیلهای صرف حقوقی میبرد و نکاتی را نمایان میسازد که با وجود آشکار بودن، کمتر به نظر آمدهاند. دیوان کیفری بینالمللی نیز بهعنوان یک نهاد حقوقی از ابعاد مختلف حقوقی و سیاسی بررسی شده است، اما آنچه میتواند بهعنوان نظریهای نو دربارۀ دیوان مطرح شود، تحلیلی است بر مبنای مفاهیم جنگ حقوقی، حقوقشویی و پارادایمهای حقوق بشر و دولتگرایی. نتیجه آنکه، برخلاف ایدهآلگرایی مطلوبی که دیوان را پدید آورده، این نهاد نهتنها نتوانسته در جهت مقابله با بیکیفرمانی عملکرد مطلوبی داشته باشد، بلکه خود حاشیهای از بیکیفرمانی را ایجاد کرده است. با این حال، این نقد و وضعیت متناقض مربوط به خود دیوان نیست، بلکه ناشی از تقابلی پارادایمیک در عرصه بینالملل است که همچنان ادامه داشته و هنوز به غلبۀ پارادایم حقوق بشر، که بنیان دیوان نیز بر آن مبتنی است، منجر نشده است.