بررسی میزان درک دانشجومعلمان ابتدایی از ماهیت علم در ساختار شباهت خانوادگی و ارائه راهکار برای ارتقاء آن
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری برنامه ریزی درسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی، تهران، ایران
2 استاد گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی، تهران، ایران
3 استادیار، عضو هیئتعلمی پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش، تهران، ایران
4 دانشیار گروه فیزیک، دانشکده علوم پایه، دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی، تهران، ایران
5 دانشیار گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی، تهران، ایران
doi
10.48310/pma.2025.16501.4457چکیده
پیشینه و اهداف: یکی از عوامل تأثیرگذار بر سواد علمی، درک ماهیت علم است. دیدگاه معلمان نسبت به ماهیت علم نقش کلیدی در نحوه آموزش علوم دارد. هدف این پژوهش، ارزیابی سطح درک دانشجومعلمان رشته آموزش ابتدایی از ماهیت علم و ارائه راهکار جهت ارتقا سطح آنها است. روشها: پژوهش حاضر از منظر هدف، کاربردی و با توجه به ماهیت دادهها از نوع آمیخته (کمی-کیفی) است. در بخش کمی با روش نمونهگیری خوشهای، نمونهای به حجم 340 نفر از جامعه آماری دانشجومعلمان ابتدایی انتخاب گردید و برای ارزیابی سطح درک ماهیت علم آنها از پرسشنامه رویکرد شباهت خانوادگی کایا و همکاران (2018)، استفاده شد. در بخش کیفی، به منظور شناسایی راهکارها، دادهها با استفاده از روش سنتزپژوهی جمعآوری شدند. جامعه آماری در این بخش، کلیه مقالات 5 سال اخیر در زمینه آموزش ماهیت علم بود که از بین آنها 22 مقاله با هدف طراحی برنامۀ آموزشی برای معلمان، به عنوان نمونه انتخاب شد. در کدگذاری دادهها، از الگوی شش مرحلهای روبرتس استفاده شده است. یافتهها: در بخش اول پژوهش، نتایج نشان داد که دانشجومعلمان درک کافی از مؤلفههای ماهیت علم نداشتند. در بخش دوم، عوامل تأثیرگذار بر آموزش ماهیت علم شناسایی شدند که از آنها میتوان به درک اصولی مفاهیم پایه، ارتباط بین نظریه و عمل، استفاده از رویکردهای بین رشتهای، سازنده گرایی، استم، مبتنی بر فناوری و روش تدریس های خلاق و پرسش و پاسخ اشاره کرد. نتیجهگیری ضروری است، این راهکارهای آموزشی در برنامه درسی تربیت معلم و دوره های ضمن خدمت معلمان اعمال و اجرا شود.