تحلیل داستان"سگ ولگرد" بارویکرد تبارشناسانه از مفهوم الیناسیون (از خود بیگانگی)

نویسندگان

1 دانش‌آموختۀ دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه مازندران، مازندران، ایران.

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه مازندران، مازندران، ایران.

doi
10.22059/jlcr.2021.334769.1772
چکیده

مفهوم ازخودبیگانگی(الیناسیون)گفتمان غالب عصر مدرنیته وخصیصۀ انسان دوران معاصر است. این پدیده نه به آن معنایی که در غرب مطرح شد، بلکه با توجه به تقابل سنت و تجدد،به ویژه در عصر پهلوی، می‌تواند با جریان شبه مدرنیته ارتباط معنا‌داری داشته باشد؛ بنابراین،ازخودبیگانگیِ سوژۀ انسانیرا که هدایت به عنوان نمایندۀ قشر روشنفکربه ترسیم آن می‌پردازد تا حد زیادی باید در مدرنیزاسیون عقیم و ناقص درایران جستجو کرد. صادق هدایت که متأثر از جریان مدرنیسم وداستان‌نویسی مدرن غربی است،به انحای مختلف در آثار خویش به بازتاب بی‌خویشتنی شخصیت‌های داستانی می‌پردازد که گاه نمود عینی از بی‌خویشتنی شخصیت خود نویسنده‌اند؛همچنان که داستان سگ ولگرد شرح ازخودبیگانگی سوژه به مثابۀ انسان در رویارویی با جهان پیرامون خویش است و نظام ارزشی داستان،مخاطب را به جهانی فراتر از جهان زیستی"پات" سوق می‌دهد. مقالۀ پیش‌رو، سگ ولگرد را که در قالب داستانی نمادین نمایش داده می‌شود، بر اساس مفهوم تاریخی ازخودبیگانگی تحلیل می‌کند و ماجرای ازخودبیگانگی انسان شبه مدرن ایرانی (هدایت) را نشان می‌دهد. اما ارائه تعاریف و مؤلفه‌های متفاوت از مفهوم بیگانگی از سوی صاحبان نظریه باعث شده تعریف جامع و یکَّه‌ای از آن وجود نداشته باشد، همین مسئله در نگاه اول ما را با نوعی نگاه انتقادی نسبت به سیال بودن و چند معنایی این مفهوم روبه‌رو می‌کند، بنابراین لزوم تکیه بر یک رویکرد همه‌جانبه‌نگر که بتواند میان مرزهای مختلف فلسفی، روان‌شناختی و جامعه‌شناختی قرابت ایجاد کند ضروری به نظر می‌رسید. با توجه به چندوجهی و سیال بودن این مفهوم سعی بر آن است بر اساس تبارشناسی واژه و سیر تاریخی و تکوینی آن از میان نظریات و آموزه‌های موجود به الگوی تقریباً منسجم و متمرکزی نایل شویم. چنین امری محقق نمی‌شد جز در سایه رویکرد تبارشناسانه که بتواند تعاریف و نظریه‌های موجود را در حوزه‌ای مشترک و قابل استناد تجمیع نماید. بنابراین پژوهش موردنظر پس از تبیین پدیدۀ الیناسیون بر اساس تبارشناسی این مفهوم در آرای هگل، فوئر باخ، مارکس و فروم، با توجه به استعاره‌هایی چون: «قدرت و ایدئولوژی»، «هویت» و «دیگری» نظام روایی داستان و شخصیت پات را درسه سطحِ وحدت و یگانگی، بیگانگی و رهایی از بیگانگی بررسی می‌کند و با توجه به تحلیل داستان، به این نتیجه می‌رسد که هجرت و ازخودبیگانگی در داستان سگ ولگرد نقش یک موضوع مشخص را پیدا می‌کند؛ آنچه که برای هدایت کارکرد سیستم فلسفی- روانی و اجتماعی را داردو او در برابر قدرت از خود بیگانه‌کننده که علیه زندگی فردی و اجتماعی اعمال می‌شود، مقاومتی را سازمان می‌دهدکه این مسئله بیانگر مفهوم مهمی در اندیشۀ فوکو است.