بررسی زبان‌شناختی نَفْثَةُ المَصدور اثر شهاب‌الدین محمد زیدری با رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور

2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور

doi
10.30473/il.2019.39888.1124
چکیده

پژوهش حاضر بررسی زبان‌شناختی نفثة المصدور اثر زیدری نسوی است که با رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی و بر اساس الگوی تحلیلی یارمحمدی (1391) و نظریات ون لیوون (1996) به انجام رسیده است. تحلیل گفتمان، رابطۀ بین متن و ایدئولوژی مولف را آشکار می‏کند و می‏کوشد با تمرکز خاص بر چرایی و چگونگی استفاده از زبان، به تحلیل کلیت متن و ساختار عمیق و پیچیدۀ آن بپردازد. با توجه به اینکه هدف تحلیل گفتمان انتقادی، رمزگشایی از لایه‌های زیرین مفهومی اثر است، یافته‏های این پژوهش نشان می‏دهد که زیدری به موازات مولفۀ اظهار با قرینۀ لفظی و فحوایی که وجه غالب و دلیل ادبیتِ اثر است، از مولفۀ حذف استفاده بسیار کرده است؛ این سکوت یا جای خالی در بافت گفتمانی مورد نظر به مدلولی دلالت می‏کند که پیوسته به تعویق می‏افتد؛ مدلولی که در نگاه نخست، حکایت از درونگرا بودن نویسنده دارد. اما آنچه به پس‌زمینه رانده می‏شود این‏ ا‏ست که زیدری با وجود اینکه در بخش‏هایی از کتابش اعتراض و انتقاد شدیدی نسبت به کارگزاران دربار خوارزمشاه و فضای غیر دوستانۀ آن دربار دارد، با چینش ناخودآگاه یا خودآگاه اجزای اثرش و با تکیه برگفته‌مداریِ مطابق با اندیشه‌اش، سعی در ساخت پیکره‌ای از حوادث روزگار خویش داشته است که شکل کلی آن سرنوشتی محتوم و جبری مطلق است. ساختار کلی اثر به مخاطب القا می‏کند که در شکل‌گیری فرجام تلخ این تاریخ، پادشاه مطلوب زیدری «سلطان جلال الدین خوارزمشاه» و مردم مظلوم سرزمینش در برابر جبر سرنوشت چاره‌ای جز انفعال نداشته‌اند.