تحلیل اشکال مختلف روابط بینا-رسانه‌ای در تئاتر؛ از پیدایش تا تکامل یک نظریه

نویسندگان

1 استاد نشانه‌شناسی، دانشگاه تربیت مدرس

2 دانشجوی دورۀ دکتری تئاتر، دانشگاه تهران

3 دانشیار زبان‌شناسی، دانشگاه تهران

doi
10.30473/il.2019.39773.1119
چکیده

با توجه به پیدایش نظریۀ بینارسانه‌ای در چندسال اخیر، هدف این مقاله، ترسیم وضعیت خرد شدن فضای گفتمانی تئاتر به چند فضای رسانه‌ای و خوانش اشکال مشارکت آن‏ها در تئاتر از طریق مطالعۀ کارکردهای بین‌رسانه‌ای آن است. در ارتباط بین-رسانه‌ای و مواجهۀ رسانه‌های میهمان و میزبان فضای ارتباطی شکل می‌گیرد. در این فضای ارتباطی و رسانه‌ای، ممکن است ویژگی‌های اولیه حفظ شود یا به موقعیت یا گفتمان جدید گذار کنیم. در این راستا به تعاریفی چون روابط و ارجاعات رسانه‌ای، ترکیب رسانه‏ای، چندرسانه‌ای، ترارسانه‌ای و بینارسانه‌ای به صورت مجزا خواهیم پرداخت و علاوه بر تحلیل هریک از این وضعیت‌های گفتمانی، تفاوت آن‌ها را شرح خواهیم داد. مفهوم بینارسانه‌ای پس از پیدایش، همواره در تقابل با بینامتنیت قرار داشت و گاه برخی از مناسبات متنی و رسانه‌ای به اشتباه با یکدیگر خلط می‌شدند. حال، پس از بحث در مورد پیدایش نظریۀ بینارسانه، جایگاه آن را در تحلیل گفتمان هنر و رسانه، در عصر گسترش تکنولوژی، با تکیه بر برخی نمایش‌هایی که از سال 1390 تا 1395 بر روی صحنه رفته‏اند، مشخص خواهیم کرد