نقد تطبیقی «فضای تعلیق» در آثار آنتونن آرتو و سهراب سپهری
نویسندگان
1 دانشگاه شهید بهشتی
doi
10.22059/jor.2017.62711چکیده
چکیده این تصوّر که مضامین «خلأ» نزد آنتونن آرتو و «هیچستان» نزد سهراب سپهری به معنای نیستی باشند بیش از حد سادهانگارانه و کاملاً خلاف واقع است. در حقیقت خلأ مورد نظر آنها لامکان و لازمانی است پر از امکان هستی، فضایی که در آن «قطعیتِ موجود» جای خود را به «امکانِ وجود» میدهد. همان فضایی که در فلسفۀ پدیدهشناسی پس از عمل اپوخه به دست میآید و مطلقاً هر قضاوتی دربارۀ وجود زمانی- مکانی را به حالت تعلیق درمیآورد تا امکان رویارویی اصیل ذهن با ماهیت پدیدهها فراهم آید. اما آرتو دچار رواننژندی است، دال بنیادین «نامِ پدر» که به اعتقاد لکان ساختار ذهنی هر سوژه بر آن استوار است در ذهن او به وجود نیامده و جای خود را به خلائی پر رمز و راز داده است. پس آرتو محکوم به تجربۀ ناگزیرِ خلأ است درحالیکه سپهری هیچستان را اختیار می کند.