تحلیل محتوای برنامههای توسعۀ جمهوری اسلامی ایران از منظر توجّه به فقر و طرد اجتماعی
نویسندگان
1 استاد اقتصاد، گروه توسعۀ اقتصادی و برنامهریزی، دانشکدۀ اقتصاد و مدیریت، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران .
2 استاد اقتصاد، گروه توسعۀ اقتصادی و برنامهریزی، دانشکدۀ اقتصاد و مدیریت، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.
3 دانشجوی دکتری اقتصاد نهادگرایی، دانشکدۀ اقتصاد و مدیریت، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.
doi
10.22034/pbr.2023.354764.1254چکیده
یکی از اسنادی که معمولاً، بهعنوان سند بالادستی و هدایتگر توسعه، مبنای عمل مجریان قرار میگیرد، برنامههای پنجسالۀ توسعۀ کشور است. هدف تحقیق حاضر، پاسخ به این پرسشِ محوری است که در این برنامهها، رفع فقر که از اهداف نظام جمهوری اسلامی است، چگونه در سیاستگذاریها موردِ توجه واقعشده است؟ برای پاسخگویی به سؤال پژوهش، از تکنیک تحلیل محتوای کمّی استفاده شده است. نظریۀ مبنایی درنظرگرفتهشده برای تحلیل محتوای برنامههای توسعه، رویکرد فقر درآمدی، فقر قابلیتی و طرد اجتماعی است. جامعۀ آماری پژوهش، مفاد شش برنامۀ توسعۀ اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی جمهوری اسلامی ایران است. نتایج بیانگر این است که در این بین، برنامۀ دوم توسعه بیشترین توجه و برنامۀ اوّل توسعه کمترین توجه را به سه رویکرد موردِ مطالعه داشتهاند. برنامههای اوّل، چهارم و پنجم توجهی به فقر درآمدی نداشتهاند و برنامههای دوم، سوم و ششم، با در نظر گرفتن فقر درآمدی، به فقر قابلیتی و طرد اجتماعی توجه نمودهاند. باتوجهبه حرکت پُرنَوسان برنامههای توسعۀ جمهوری اسلامی ایران، درجهتِ مبارزه با فقر و محرومیت، و تحقق نیافتن هدف نظام جمهوری اسلامی ایران، پیشنهاد میشود که سندی تحت عنوان «سند اصلاحات نهادی» جهت اصلاح نهادهایی همچون قواعد رسمی و حکمرانی (نهادهای سطوح دوم و سوم، مطابق نظریۀ چهار سطح تحلیل اجتماعی ویلیامسون) تدوین شده و برنامههای توسعۀ پیشِرو، درجهتِ پیشبرد آن سند نگاشته و عملیاتی شوند. اصلاحات نهادی زمینۀ لازم برای رشد فراگیر را فراهم خواهد آورد که نتیجۀ آن، رفع فقر قابلیتی و طرد اجتماعی در کشور و ارتقای وضعیت درآمدی افراد خواهد بود.