برساختِ بزهدیدگی ذهنی: عوامل و آثار آن از منظر جرمشناسی میانکنشی
نویسندگان
1 استادیار گروه حقوق جزا و جرمشناسی، دانشگاه پیام نور، صندوق پستی 4697ـ 19395، تهران، ایران
doi
10.30513/cld.2023.4705.1756چکیده
در بسیاری از موارد، بزهدیدگی ریشه در تجارب واقعی و عینی ندارد؛ بلکه تنها در ذهن بخش وسیعی از عموم مردم وجود دارد و به طور واقعی تجربه نشده است. این تصویر ذهنی، ناشی از پخش شدن تأثیرات رخدادهای اجتماعی و «همزادپنداری» با بزهدیدگان واقعی است که از آن به عنوان «فرایند تکثیر جرم» یاد میشود. در چنین شرایطی، افراد جامعه به درک و پردازش مسائل مربوط به جرم میپردازند و هر یک تصویری از محیط و جامعه را در ذهن خود میسازند. جرمشناسی میانکنشی به عنوان شاخهای از جرمشناسی پستمدرن، ضمن برجسته کردن نقش تعاملات و فرایندهای ارتباطی معتقد است که کنشگران بر تصاویر ذهنی خود به مثابه سرمایه حساب باز میکنند؛ تصاویری که طی فرایندهای ارتباطی آنان دریافت و تفسیر و به عنوان «معرف جرم» برساخته میشوند. این مقاله به دنبال آن است که با تمرکز بر این رویکرد نظری و با استفاده از روش توصیفی ـ تحلیلی، این مسئله و عوامل و آثار آن را بررسی نماید. نتایج نشان میدهد که گفتمانهای رسمیِ پلیسی و قضایی و رسانهها، کیفیت تعاملات، میزان آسیبپذیری افراد و جدیت رخدادهای مجرمانه، در برساختن هراس اخلاقی و بازتولید اسطورههایی مانند «بزهدیدگی ذهنی» تأثیر داشته و پیامد آن نیز شکلگیری فضایی از بیاعتمادی، انزوای اجتماعی و بینظمی اخلاقی است. میباید این گزارۀ مهم را تقویت نمود که برداشتهای موجود از واقعیت، «ساختۀ ذهن» است و به سادگی میتوان از طریق استحکام پیوندهای اجتماعی و استفاده از ابزارهای رسمی و غیر رسمیِ کنترل اجتماعی، از آن برساختزدایی نمود.