بررسی تراز مالی دولت اقتصاد ایران در رژیم پایدار و ناپایدار: رویکرد تغییر رژیم مارکوف

نویسندگان

1 استادیار گروه اقتصاد دانشگاه ولی عصر (عج) رفسنجان، ایران.

2 دانش آموختۀ کارشناسی ارشد دانشگاه ولی عصر (عج) رفسنجان، ایران.

doi
10.22034/pbr.2023.364588.1280
چکیده

در دو دهۀ گذشته افزایش مخارج یکی از نگرانی‌های اصلی سیاست‌های مالی بسیاری از کشورها بوده است. در کشورهایی که بدهی در سطوح نسبتاً بالایی قرار دارد و به طور مداوم وام می‌گیرند، بررسی پایداری مالی ضروری به نظر می‌رسد؛ چرا که سطوح بالای بدهی، انتخاب‌های دولت را در صدور بدهی، وضع مالیات و چاپ پول برای اصلاح کسری محدود می‌کند. بنابراین یکی از ملاک‌های ارزیابی سیاست‌های مالی پایداری سیاست مالی است. در این مطالعه، به تخمین ضریب اثرگذاری متغیرهای مؤثر بر متغیر تراز مالی دولت ایران در رژیم‌های مالی پایدار و ناپایدار در بازۀ زمانی سال‌های 1350 تا 1398 در قالب مدل مارکوف- سوئیچینگ پرداخته شده است. بدین منظور تراز مالی به عنوان متغیر وابسته در رژیم‌ها در نظر گرفته شد و ضریب برآوردی وقفۀ اول متغیر نسبت بدهی به تولید ناخالص داخلی به‏عنوان عامل تعیین‌کنندۀ رژیم انتخاب شد. پنج حالت از مدل تحقیق با در نظر گرفتن متغیرهای توضیحی متفاوت تخمین زده شد و بهترین برازش انتخاب گردید. نتایج به دست آمده نشان داد که هر دو رژیم پایدار و ناپایدار از احتمال ماندگاری بالایی برخوردار هستند و قدرمطلق ضریب وقفۀ اول متغیر نسبت بدهی به تولید ناخالص داخلی در حالت معنادار در رژیم ناپایدار بیشتر از رژیم پایدار است و این به معنای اثر کاهندگی بیشترِ نسبت بدهی به تولید ناخالص داخلی دورۀ قبل بر تراز مالی دولت در رژیم ناپایدار نسبت به اثر افزایشی آن در رژیم پایدار است و طی سال‌های دهۀ 90، رژیم مالی پایدار می‌تواند به‏عنوان رژیم غالب مالی طی این بازه‌ی زمانی شناخته شود که می‌توان گفت شرط NPG (شرط بدون بازی پونزی) در این دوران برقرار است.