تأملی جامعه‌شناسانه بر تحولات مجازات اعدام در افغانستان

نویسندگان

1 استاد گروه حقوق جزا و جرم‌شناسی دانشگاه فردوسی مشهد

2 دانشجوی دکتری حقوق جزا و جرم‌شناسی دانشگاه فردوسی مشهد

3 استادیار گروه حقوق جزا و جرم‌شناسی دانشگاه فردوسی مشهد

doi
10.30513/cld.2023.4280.1687
چکیده

اعدام به عنوان مهم‌ترین و جدی‌ترین واکنش کیفری قلمداد می‌شود که در جامعه افغانستان از سال 1126 ش. تا کنون تحولات زیادی را پشت سر گذاشته است. این تحولات در راستای کاهش کمّی و نرمش کیفیِ کیفر اعدام صورت گرفته است. در تحقیق حاضر با روش تحقیق تحلیلی ـ توصیفی به بررسی این مسئله پرداخته شده که چه عواملی در تحولات اعدام در افغانستان مؤثر بوده و از بُعد جامعه‌شناسی کیفری، این تأثیرگذاری چگونه تبیین می‌شود. نتایج به دست‌آمده بیانگر آن است که دو عامل در این تحولات نقش برجسته دارند: نخست، دگرگونی ساختار قدرت از حالت سنتی و خشونت‌گرا به قدرت نهادی و مبتنی بر نظام دیوان‌سالار؛ دوم، تغییر ساختار اجتماعی از حالت تک‌ساختی مبتنی بر ارزش‌های قبیله‌ای به فرهنگ و ساختار اجتماعی چندساختی مبتنی بر ارزش‌های مدنی و چندگانه. در این پژوهش، تأثیرات تحولات قدرت و انسجام اجتماعی بر تحولات مجازات اعدام در افغانستان با رویکرد مطالعات جامعه‌شناسی کیفری در چارچوب نظریه فناوری قدرت میشل فوکو و انسجام اجتماعی امیل دورکیم مورد بررسی قرار گرفته است.