آسیب‏‌شناسی اثر ساختار بودجۀ دولت بر توان تولید ملی؛ با تأکید بر بودجۀ سال 1400 کل کشور

نویسندگان

1 استادیار گروه آموزشی مدیریت بازرگانی، دانشکدۀ مدیریت، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.

2 دکتری توسعۀ اقتصادی و برنامه‌‏ریزی، دانشکدۀ اقتصاد، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران،.

doi
10.22034/pbr.2022.323884.1194
چکیده

اصلاح مالیۀ عمومی، در راستای رعایت انضباط مالی و بودجه‌‏ای، یکی از محورهای سیاست‏‌های کلی تولید ملی و حمایت از کار و سرمایۀ ایرانی (1391) بوده است. باوجوداین، بررسی ساختار بودجه‏‌های یک دهۀ اخیر نشان می‏‌دهد که بودجه‏‌های سنواتی، هنوز از کاستی‏‌های جدی رنج برده و همراه با تداوم و تعمیق کسری تراز عملیاتی طی یک دهۀ اخیر، برای ترمیم این کسری، عمدتاً از شیوه‌‏های ناپایدار و بعضاً موهومی استفاده شده که ساختار تولید را تخریب کرده است. در بررسی حاضر، که به احصای سازوکارهای تأثیر ترمیم بودجه بر ساختار تولید اختصاص داشته، به‏‌طور مشخص در بودجۀ سال 1400، روش‏‌های ترمیم کسری تراز عملیاتی در قالب 6 روش بیش‌‏برآوردی درآمدهای نفتی، برداشت از صندوق توسعۀ ملی، واگذاری شرکت‌‏های دولتی در قالب «ردّ دیون»، واگذاری شرکت‏‌ها در قالب سهام صندوق‏‌های مبادله‏‌پذیر (ETF)، واگذاری دارایی‏‌های دولت و انتشار اوراق مالی شناسایی شده است. بررسی‏‌ها نشان می‏‌دهد این اقدامات ترمیم کسری بودجه‏، دور باطلی را شکل داده که نتیجۀ آن تشدید تخریب تولیدمحوری و کاملاً مغایر با سیاست‏‌های کلی تولید بوده است. از‌این‏‌رو، درنهایت، پیشنهاد شده است که اصلاحات ساختاری در بودجه، در هر دو سطح منابع و مصارف، با تأکید بر بودجه‌‏ریزی برنامه‏‌ای و اصلاحات مالیاتی در کانون تلاش‏‌های دولت جدید، در تدوین برنامۀ هفتم توسعه و نیز لایحۀ بودجۀ 1401 صورت گیرد.