مطالعه جرمشناختی تحولات بزهکاری در پرتو بحران اقلیمی
نویسندگان
1 دانشیار گروه حقوق جزا و جرمشناسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری حقوق جزا و جرمشناسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
doi
10.30513/cld.2022.4151.1664چکیده
به گرمایش زمین، تغییر اقلیم و پیامدهای ناشی از آنها نسبت به انسانها و محیط زیست، بحران اقلیمی گفته میشود. از جمله پیامدهای بحران اقلیمی، تغییر در رفتار انسانها به ویژه تحول در نرخ و نوع بزهکاری است. با وجود این، غفلت از بحران اقلیمی به عنوان مهمترین بحران قرن حاضر موجب شده که به طور سنتی این مؤلفه در بررسی تحول بزهکاری نادیده گرفته شود. شواهد زیادی وجود دارند که مطابق آنها هر یک از عناصر تغییر اقلیمی نظیر بارش، دما، رطوبت و مه، منجر به تحول در نرخ و نوع بزهکاری میشوند. نویسندگان برای پاسخ به این پرسش که تغییر اقلیم و بحران حاصل از آن، چه تأثیری بر تحول بزهکاری دارد، از چهار مؤلفه بهره بردند. بنابراین جهت شناسایی و تأیید رابطۀ موصوف، مؤلفههای جغرافیامحور، فعالیتمحور، ساختارمحور و سازماناجتماعیمحور به عنوان رویکردهای شاخصی از جرمشناسی انتخاب شدند. دلیل گزینش این رویکردها، ارتباط بیشتر آنها با بحران اقلیمی و تأکید پژوهشهای پیشین بر این رویکردها در پرتو روش مطالعاتی فراترکیب بود. بر این پایه، مطابق یافتههای نوشتار حاضر، بحران اقلیمی منجر به «بزهدیدگی اقلیمیِ» شهروندان شده و این قربانیان، بزهکاران آینده خواهند بود. بدینسان مقابله با بحران اقلیمی را میتوان در کنار مزایای بیشماری که برای محیط زیست و سلامتی انسان دارد، موجب کاهش بزهکاری در سطح جامعه دانست. از این رو سیاستگذاری اقلیمی و بزهانگاری رفتارهای اقلیمستیز حکومت ـ شرکتهایی که اقدام به تولید کربن و توسعه گازهای گلخانهای در سطح جهان میکنند، ضرورت دارد.