مقایسه سه وضعیت بازتابشی، عبوری و تقابلی در تعیین غیرمخرب رطوبت خرمای مضافتی با استفاده از اسپکتروسکوپی NIR

نویسندگان

1 استادیار، دانشکده کشاورزی، دانشگاه صنعتی اصفهان

2 استادیار، دانشکده کشاورزی، دانشگاه صنعتی اصفهان

3 استاد، دانشکده مهندسی و فناوری کشاورزی، پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران

4 استاد، دانشکده مهندسی و فناوری کشاورزی، پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران

doi
10.22059/ijbse.2013.35215
چکیده

تعیین غیرمخرب، سریع و کم هزینه مقدار رطوبت خرما یکی از اقدامات بسیار مهم در تعیین رسیدگی و فرآوری این محصول ارزشمند محسوب می‌شود. از طرف دیگر، روش اسپکتروسکوپی NIR یکی از روش‌های توانمند در تخمین غیرمخرب خواص درونی محصولات کشاورزی است. در این تحقیق، اثر سه روش متداول بازتابشی، عبوری و تقابلی در اندازه‌گیری طیف NIR بر توانایی مدل‌های PLS در تخمین مقدار رطوبت خرماهای مضافتی مورد مطالعه قرار گرفت. طیف NIR خرماها با استفاده از یک اسپکترومتر PDA در محدوده طول موج 1700- 900 نانومتر و در هر سه وضعیت بازتابشی، عبوری و تقابلی جمع‌آوری گردید. از الگوریتم ساویتسکی- گولای برای یکنواخت کردن، پیش‌پردازش تصحیح پراکنش افزاینده (MSC) برای حذف اطلاعات اضافی از طیف‌ها و روش حداقل مربعات نسبی (PLS) برای مدل‌سازی مقدار رطوبت از روی داده‌های NIR استفاده شد. مقایسه نتایج به دست آمده نشان داد که وضعیت تقابلی بهترین حالت برای اندازه‌گیری طیف NIR خرمای مضافتی می‌باشد، به طوری که مدل PLS به دست آمده در این وضعیت توانست مقدار رطوبت خرماهای مضافتی را با یک ضریب تبیین (R2cv) برابر 922/0، ریشه میانگین مربعات خطای (RMSECV) برابر 57/1% و انحراف پیشگوی باقیمانده (RPD) برابر 60/3 پیش‌بینی کند. از جمله علل این برتری را می‌توان تأثیر کمتر عوامل مزاحم مانند تغییر در فاصله نمونه با فیبر و همچنین اثر کمتر ناهمواری‌های سطحی پوست خرما در وضعیت تقابلی دانست.