زیبایی‌شناسی تطبیقی؛ نقد بینامتنی مطالعات زیبایی‌شناختی ادبیّات کودک و نوجوان با بلاغت ادبیّات بزرگسال

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه گیلان، رشت، ایران

2 دانشیار گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه گیلان، رشت، ایران

doi
10.22059/jlcr.2021.314351.1588
چکیده

در توصیف و تبیین زیبایی‌شناسی ادبیّات کودک و نوجوان، به دلیل گفتمان غالب زیبایی­‌شناسی و بلاغت ادبیّات بزرگسال در ادبیّات فاسی، بررسی روابط بینامتنی-تطبیقی آنها ضرورت دارد. به‌خاطر فقدان واکاوی کتب زیبایی‌شناختی ادبیّات کودک و نوجوان نسبت به یکدیگر و بلاغت ادبیّات بزرگسال، مطالعه برای اهدافی چون توصیف تاریخچۀ مطالعات زیبا‌یی­‌شناختی ادبیّات کودک و نوجوان ضرورت می‌یابد. سازوکار نقد بینامتنی با اصل بنیادین گفت‌­وگومندیِ متون، می‌تواند به زیبایی‌شناسی تطبیقی ادبیّات کودک و نوجوان جامۀ عمل بپوشاند؛ بینامتنیّت در محور عرضی، ارتباط بینامتنی متن را با متون دیگر و در محور طولی، ارتباط متن را با خواننده در کانون بررسی قرار می‌دهد. مطالعات مربوط به زیبایی‌شناسی تطبیقی یا بلاغت تطبیقی با رویکرد بینامتنی، افق‌های تازه‌ای پیش روی ادبیّات تطبیقی کودک و نوجوان می‌نهد. این پژوهش با خوانش بینامتنی در محور طولی و عرضی، می‌کوشد به این پرسش‌ها پاسخ دهد که کدام منابع، بینامتنِ تاریخچۀ زیبایی‌شناسی ادبیّات کودک و نوجوان و تطوّر آن تلقّی می‌شوند و چه ارتباط تطبیقی از نوعِ الگوی بینامتنیّت با یکدیگر دارند و چه مؤلّفه‌های بینامتنی در این کتب قابل تطبیق است. با روش توصیفی-تحلیلی، از نوع تحلیل کیفی محتوا و نظری، از نوع اسنادی، بررسی لایه‌های زیرین و مؤلّفه‌های غالب و برجستۀ کتب مورد مطالعه، نشان می‌دهد که مؤلّفه‌های بینامتنی-تطبیقی، چون منابع بلاغتِ ادبیّات بزرگسال، تأثیر کتاب و آرای کیانوش، مخاطب، زبان، موسیقی کلام، صورت و معنا و توصیف زیبایی و زیبایی‌شناسی، اغلب به­صورت صریح و ضمنی مطرح بوده و شبکۀ ارتباط مؤلّفه‌های بینامتنی، حاکی از استقلال زیبایی‌شناسی ادبیّات کودک است. این پژوهش ضمن انتقاد از کم‌توجّهی به علم معانی، پیشنهادهایی را بر اساس نگاه بینامتنی به همان کتب، برای دوره‌بندی و تقسیم‌بندی زیبایی‌شناسی ادبیّات کودک و نوجوان ارائه می‌کند که می‌تواند در پژوهش‌های آتی از منظر استدلال‌های فلسفی، نظری و مصداقی بسط یابد.