شناسایی حق بر توانمندسازی بزه‌دیده؛ مبانی و جلوه‌ها

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری حقوق جزا و جرم‌شناسی دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

2 استاد حقوق جزا و جرم‌شناسی دانشگاه علامه طباطبائی، تهران

3 دانشیار حقوق کیفری و جرم‌شناسی دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

doi
10.30513/cld.2022.3662.1574
چکیده

ضرورت تحقق رشد پس از آسیب برای بزه‌دیده و تلفیق آن با مفهوم حق، موجب پیدایش حق بر توانمندسازی است. پژوهش حاضر با روش تحلیلی ـ توصیفی و با استفاده از ابزار کتابخانه‌ای به مفهوم‌سازی حق بر توانمندسازی با مؤلفه‌های تغییر پیش‌فرض از جبران به توانمندسازی، عبور از اصل همترازی حقوق متهم و بزه‌دیده و الزام مشارکت متقارن حکومت و بزهکار در فرایند توانمندسازی پرداخته است. یافته‌های تحقیق حاکی از آن است که این حق، مبتنی بر نظریاتی چون قرارداد اجتماعی، رفاه اجتماعی و نظریه آسیب اجتماعی شناختی بر ضرورت پذیرش مستقیم مسئولیت حاکمیت در توانمندسازی بزه‌دیده استوار است. همچنین نظریه‌های عدالت ترمیمی و انصاف که از منظر ضرورت ترمیم آسیب‌ها و نقش آن در ایجاد احساس تحقق عدالت و پیشگیری از بزه‌دیدگی مجدد، به تحلیل الزام بازتوانی بزه‌دیده می‌پردازند. عینی‌سازی حق بر توانمندسازی نیز نیازمند جلوه‌هایی قانونی در عرصه فراملی و ملی است. بررسی این جلوه‌ها نشان داد که اگرچه در طول زمان، جلوه‌های توانمندی بزه‌دیده افزایش یافته است، اما همچنان تا رسیدن به تحقق مؤلفه‌های حق بر توانمندسازی منطبق با اصول پیش‌گفته فاصله وجود دارد.