روایت حلاج در آثار زرین‌کوب و ماسینیون: عینیت‌گرایی یا تخیل‌گرایی؟

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری

2 دانشگاه تهران

doi
10.22059/jor.2017.62715
چکیده

زندگینامه ژانری است که در حد فاصل بین امر واقع و امر مخیل، بین تاریخ و ادبیات، در نوسان مداوم است و بنابر دلمشغولی‌های نویسندگانش به این سو یا آن سو متمایل می‌شود. در دو زندگینامه از منصور حلاج، یکی زندگی حلاج (جلد اول مجموعۀ مصائب حلاج) نوشتۀ لویی ماسسینون و دیگری شعلۀ طور نوشتۀ عبدالحسین زرین‌کوب، می‌بینیم که نویسندۀ فرانسوی خود را مقید به نگارش عینیت‌گرا و علمی کرده است و در مقابل نویسندۀ ایرانی در اثر خود رویکردی تخیل‌گرا و ادبی دارد، اما به نظر می‌رسد که برای آن‌ها خلق زندگینامۀ علمی مطلق یا ادبی ناب ناممکن است. مطالعۀ حاضر نشان می‌دهد که هر دو نویسنده، برای خلق حقیقت، ناگزیر از به‌کارگیری عناصری هستند که در ظاهر از آن‌ها روی گردانده‌اند. عنوان روی جلد، شیوۀ فصل‌بندی، روایت‌پردازی و نیز ارجاع به متون پیشین از مواردی هستند که پای عناصر ناهمگون با اهداف اولیۀ نویسنده را به متن می‌گشایند.