مسیر اُدیپ در رمان هانری بوشو: افول یونگی «عقدۀ اُدیپِ» فروید

نویسندگان

1 دانشجوی دکترای ادبیات فرانسه، دانشگاه تهران

2 استادیار زبان و ادبیات فرانسه، دانشکدۀ زبان‌ها و ادبیات خارجی، دانشگاه تهران

doi
10.22059/jor.2016.61443
چکیده

«اَُُدیپ در جاده» روایتی است از مسیری که اُدیپ طی می‌کند تا از تِب به کُلُن برسد، از شهری که در آن گناهش بر او هویدا می‌شود به شهری‌که سرانجام آرامگاه او می‌گردد. مسیری که از لحاظ روایی بین دو نمایشنامۀ سوفوکل قرار می‌گیرد و این‌چنین «اُدیپِ شهریار» را به «اُدیپ در کُلُن» وصل می‌کند. درواقع بوشو با بهره‌گیری از این خلأ روایی مسیری را متصور می‌شود که طی کردن آن به اُدیپ اجازه خواهد داد تا با وضعیت رنجور خود مواجه و درنهایت از آن رهایی یابد. با این وصف و با استناد به تجربیات نویسنده در عرصۀ روانکاوی می‌توان مسیر اُدیپ را استعاره‌ای از یک فرایند روان‌درمانی موفق دانست. موقعیتی که به ما این امکان را خواهد داد تا با در نظر گرفتن برخی از مفاهیم روانکاوی به مطالعۀ دوبارۀ اثر بپردازیم، تا از این رهگذر علاوه بر فهم عمیق‌تر این مفاهیم، فعلیت یافتنشان را بر بستری روایی-داستانی دنبال کنیم.