برآورد کششهای جانشینی واردات صنایع کارخانهای با استفاده از دادههای خرد و مقایسه کششهای بلندمدت و کوتاهمدت
نویسندگان
1 استادیار دانشکده اقتصاد و علوم سیاسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری اقتصاد دانشکده اقتصاد دانشگاه شهید بهشتی و کارشناس دفتر مطالعات دیوان محاسبات کشور، تهران، ایران
doi
10.22034/pbr.2021.120395چکیده
برآورد کشش جانشینی محصولات وارداتی، پارامتر کلیدی برای تجزیه و تحلیل سیاستهای تجاری بویژه مباحث مربوط به یکپارچگیهای تجاری است. بهطورکلی، این کشش، شدت تأثیرپذیری تقاضای وارداتی به تقاضای داخلی را از تغییر نسبی قیمت داخلی به وارداتی معرفی میکند. در این مطالعه، کششهای جانشینی آرمینگتون برای 103 رشته صنعتی در سطح چهار رقمی ISIC در دوره 1396-1371 برآورد شده است. دادههای مورد استفاده برای تولیدات صنایع کارخانهای داخلی، از مرکز آمار ایران، شاخص قیمتهای داخلی و وارداتی در سطح تولیدکننده، از بانک مرکزی و دادههای تجارت، از گمرک جمهوری اسلامی ایران استخراج و الگوی اقتصادسنجی، بر اساس روش خودرگرسیونی با وقفههای توزیعی در فضای دادههای تابلویی است. بنابر نتایج، صنایع دارای بیشترین کشش جانشینی مثبت، به ترتیب، عبارت از صنایع تولید مالتا و ماءالشعیر و تولید مواد شیمیایی اساسی بجز کود و ترکیبات ازت، و صنایع دارای کمترین کشش جانشینی مثبت، به ترتیب، عبارت از صنایع دباغی و تکمیل چرم و تولید و تعمیر انواع قایق و سایر شناورها بجز کشتی هستند. بر این اساس در صنایع با کشش جانشینی مثبت، امکان جایگزین کردن مصرف خارجی با کالاهای تولید داخلی، امکان-پذیر است. همچنین کششهای بلندمدت به میزان قابل توجهی بیش از کششهای کوتاهمدت (7/6 برابر) هستند.