اثرپذیری مقدمۀ کوش‎نامه از دیباچۀ شاهنامه با تأکید بر تحمیدیه

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه قم، قم، ایران

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه قم، قم، ایران

3 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه قم، قم، ایران

doi
10.22059/jlcr.2021.318680.1628
چکیده

آغاز سخن با نام خدای، پیشینه‌ای دیرینه در نوشته‌ها و آثار به‌جامانده از زبان‌های کهن ایرانی داشته‌است. شاعران حماسه‌سرای دورۀ اسلامی، مطابق با یک آیین مرسوم، پیش از ورود به موضوع اصلی، منظومۀ خویش را با دیباچه‌ای آغاز کرده‌اند که با نام خدا شروع می‌شود. محتوای این دیباچه‌ها، در درجۀ نخست، شامل تحمیدیه، گزیده‌ای از اعتقادات دینی و مشرب فکری شاعر حماسه‌سراست که عمدتاً با الهام از سبک شاهنامه ساخته و پرداخته شده‌است. پژوهش حاضر که با نگرش توصیفی و بر پایۀ روش استقرایی در دو متن شاهنامه و کوش‌نامه انجام گرفته، تلاشی برای نمایاندن رابطۀ میان مقدمۀ کوش‌نامه و دیباچۀ شاهنامه است و تأثیرپذیری مقدمۀ کوش‌نامه را از شاهنامه در سایۀ پیرامتنیت بررسی می‌کند. نتایج حاصل از مطالعۀ بخش‌های تحمیدیه در هر دو منظومه و تطبیق آن‌ها با یکدیگر نشان می‌دهد که در بخش آغازین کوش‌نامه و شاهنامه، ستایش یزدان و احصاء اسماء و صفات ذاتی، افعالی و تنزیهی خداوند، جایگاه والا و ارجمندی را به خود اختصاص داده‌است و بخش‌های زیرمجموعۀ آن نیز همچون ستایش و ارج خِرَد، چگونگی آفرینش، ستایش دانش و ارزش سخن، نعت پیامبر(ص) و اندرز، نیز در هر دو اثر جلوۀ خاصی دارد. ایرانشاه در سرودن بخش‌های اصلی و داخلی مقدمۀ کوش‌نامه، در گنجانیدن عناصری نظیر اهدای اثر، درآمد یا مدخل اثر، چگونگی دسترسی به یک نسخۀ منثور و اشاره به مأخذ و نیز مدح پادشاه عصر، از فردوسی پیروی‌کرده‌است. سرانجام، با بررسی‌های انجام‌گرفته، مشخص گردید که مقدمۀ کوش‌نامه در مقام متن حاضر، از دیباچۀ شاهنامه در جایگاه متن غایب در چگونگی ساختار، تأثیر فراوانی پذیرفته‌است و شاهنامه نقش آشکار و بنیادینی در کیفیت بازتولید محتواهای مقدمۀ کوش‌نامه داشته‌است.