مطالعه‌ جمعیت بالتوری سبز، Chrysoperla carnea و آفات طعمه آن در دو الگوی مختلف کنترل شیمیایی (مطالعه‌ موردی: باغ‌های سیب و مزارع گوجه‌فرنگی قوچان)

نویسندگان

1 دانشیار حشره;شناسی کشاورزی، گروه گیاه;پزشکی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، ایران

2 گروه گیاه;پزشکی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، ایران

3 بخش تحقیقات رده بندی حشرات، موسسه تحقیقات گیاه‌پزشکی کشور

4 استادیار حشره; شناسی کشاورزی، گروه گیاه;پزشکی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، ایران

doi
10.22124/iprj.2022.23021.1496
چکیده

طی یک پژوهش سه‌ساله در شهرستان قوچان (شمال شرق ایران)، تراکم و پراکنش فضایی جمعیت بالتوری سبز (Chrysoperla carnea) و آفات طعمه آن در باغ­های سیب و مزارع گوجه‌فرنگی (به‌ترتیب شته‌ها و Thrips tabaci، Helicoverpa armigera)، تحت دو الگوی مدیریت حفاظتی و شیمیایی مرسوم، مطالعه شد. الگوی مدیریت شیمیایی، تاثیر معنی‌داری روی انبوهی جمعیت بالتوری سبز داشت به‌طوری‌که در هر دو محصول، بیش‌ترین انبوهی بالتوری سبز (به­ترتیب 178/0 بالتوری/ برگ سیب و 546/0 بالتوری/ بوته‌ گوجه‌فرنگی) به الگوی حفاظتی و کم‌ترین انبوهی آن (به­ترتیب 0245/0 بالتوری/ برگ سیب و 252/0 بالتوری/ بوته گوجه‌فرنگی) به الگوی مرسوم تعلق داشت. نوع مدیریت شیمیایی در باغ­های سیب پراکنش فضایی جمعیت بالتوری سبز را نیز تغییر داد، به طوری که پراکنش فضایی تخم‌ها و لاروهای این شکارگر در باغ‌های با مدیریت حفاظتی از نوع تصادفی (به­ترتیب با ضرایب تیلور 12/1 و 17/1) و در باغ‌های با سمپاشی مرسوم از نوع تجمعی (به­ترتیب با ضرایب تیلور 42/1 و 29/1) محاسبه شد. در مقابل، در مزارع گوجه‌فرنگی، پراکنش فضایی جمعیت بالتوری سبز در هر دو الگوی مرسوم و حفاظتی از نوع تجمعی بود. در باغ‌های سیب، افزایش جمعیت بالتوری سبز پس از اجرای سمپاشی حفاظتی نتوانست مانع از افزایش جمعیت شته‌ها شود و میانگین جمعیت آنها در الگوی حفاظتی به طور معنی‌داری از الگوی مرسوم بیش‌تر بود؛ اما در مزارع گوجه‌فرنگی، انبوهی جمعیت تریپس پیاز و کرم میوه‌خوار در الگوهای حفاظتی و مرسوم اختلاف زیادی نداشتند. بنابراین، در مزارع گوجه‌فرنگی، جایگزینی الگوی سمپاشی حفاظتی با سمپاشی مرسوم توصیه می‌شود، اما در باغ‌های سیب، الگوی حفاظتی باید در کنار روش‌های مکمل دیگر استفاده شود.

کلیدواژه‌ها