نظریه کارناوال و هجو منیپی باختین در خوانش برادران کارامازوف و تحلیل جهان درون قهرمانان
نویسندگان
1 دانشگاه تهران، دانشکده زبانها و ادبیات خارجی، دکترای ادبیات روسی
2 دانشگاه تهران
doi
10.22059/jor.2016.61450چکیده
چکیده میخاییل میخاییلویچ باختین (1975-1895) یکی از منتقدان نامدار قرن بیستم است که ارزش بسیاری از آثار او تا پیش از مرگش بر جامعه روسیه آشکار نشد. باختین مسائل بوطیقای داستایفسکی و مسائل آثار داستایفسکی را با رویکردی نوین به آثار و اندیشه داستایفسکی به نگارش در آورده است. باختین در این دو اثر، رمان داستایفسکی را فضایی سرشار از گفتمان و کارناوالی پر از زهرخند میداند. فیودور میخایلوویچ داستایفسکی (1821-1881) نویسندة قرن نوزدهم مکتب رئالیسم است. او از پیشگامان و الهامبخشان فلسفة اگزیستانسیالیسم نیز به شمار میرود. فیودور داستایفسکی با رمان مردم فقیر در ادبیات روسیه مطرح شد و رمان برادران کارامازوف به عنوان واپسین میراث ادبی او شناخته میشود. با توجه به اینکه محور اصلی برادران کارامازوف توصیف دقیق و روانشناختی دنیای ذهنی تکتک شخصیتهای رمان است، مقالة حاضر با تکیه بر نظریات باختین درباره جهان آثار داستایفسکی، به تحلیل رمان و دنیای درون شخصیتهای اصلی آن و فراز و فرود روحی قاتلان بالقوه این اثر میپردازد.