بنمایههای آشناییزدایی در حوزۀ ترکیبپذیری واژگانی؛ با نگاهی تطبیقی به شعر معاصر ایران و عراق
نویسندگان
1 دانشآموختۀ دکتری زبان و ادبیات عربی دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
2 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
doi
10.22059/jlcr.2021.323800.1665چکیده
آفرینش تصاویر شاعرانه در بستر ترکیبهای اضافی یا وصفی بدیعی که از هنجارهای متعارف زبان فاصله گرفتهاند، هرگاه که با نوآوری هدفمند شاعران همراه بودهاست و به ایجاد پیوندهای عمیق میان واژگان منجرگشته، شعر را در هالهای از تخیّل ناب شاعرانه فرو بردهاند و مخاطب را به کشف ظرافتهای نهفته در لایههای معنایی واژگان برانگیختهاند. در فرآیند ترکیبپذیری واژگانی، کیفیّت واژهگزینی و همنشین کردن کلمات با یکدیگر، نمودی از ضعف یا توانایی شاعران را در بهرهوری از ظرفیتهای زبانی نشان میدهد. شاعری که در خلق تصاویر شعری، پیوسـته از ترکیب واژگان تکراری بهره میگیرد، باری از کسالت را بر ذهن مخاطب تحمیل مینماید و چشماندازی متروک را در برابر دیدگان او میگشاید. در چنین فضایی که همه چیز بوی عادت میدهد، شاعران معاصر ایران و عراق، با توجّه به قرابتهای خاصّ فکری و فرهنگی، برای نجات واژگان از قید تصویرهای تکراری، هنجارهای معنایی زبان را از طریق ساختهای ترکیبی نوپا، مورد تعرّض قرار دادهاند. هجوم بیوقفۀ شاعران این دو سرزمین به قواعد معنایی حاکم بر همآیی واژگان و جسارت آنان در بهکارگیری ظرفیتهای موجود در زبان، گاه با ساخت مشابه ترکیبات نوینی همراه بودهاست که خواننده برای نخستینبار، برخورد با آنها را تجربه مینماید. مبنای کار نگارندگان در این پژوهش، پاسخ به این پرسش است: مهمترین بُنمایههایی که به شکل مشترک در سرودههای شاعران معاصر ایران و عراق، به تلفیق میان واژگان دور از هم منجر گشتهاست و عرصۀ معنایی زبان را گُسترده، کدامند؟ یافتههای این تحقیق نشان میدهد که بهرهبرداری از ترکیبات نوین در ساختار کلام شاعران امروز ایران و عراق، با گشایش چشماندازهای بدیع معنایی، به شعر آنان تحرّکی تازه و عادتگریز بخشیدهاست.