روایت شناسی ارسطویی: کشف و دگرگونی در سه حکایت مثنوی معنوی

نویسندگان

1 کارشناس ارشد زبان و ادبیات انگلیسی، شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران

2 Azarbaijan Shahid Madani University

doi
10.22059/jor.2016.61453
چکیده

تحقیق حاضر به بررسی روایت‌شناسانۀ پیرنگ درونی سه حکایت مثنوی معنوی، «طوطی و مرد بازرگان»، «مار و مرد مارگیر» و «استاد و شاگردان»، بر اساس نظریات ارسطو در کتاب فن شعر، می‌پردازد و با استناد به نظریات وی در مورد «پیرنگ تأثیرگذار» می‌کوشد عناصرارسطویی «دگرگونی» (Peripetia) و «کشف و وقوف» (Anagnorisis) در حکایات مذکور را بشناساند، عناصری که از آن طریق، مولانا مفاهیم اخلاقی و تعلیمی از طریق ایجاد حس ترس و ترحم را به خواننده منتقل کرده است. «کشف»، در این حکایت‌ها از نوع پنجم و ششم کشف‌های ارسطویی‌ست که آن‌ها را کشف‌های تأثیرگذار می‌نامند که از ترتیب حوادث و یا برداشت نادرست شخصیت‌ها از وضعیت موجود، نشأت می‌گیرند. این نوشتار، بر آن است تا به این سؤال پاسخ دهد که آیا می‌توان نظریات ارسطو را در بررسی شعر روایی مولانا به‌کار برد؟ روش تحقیق در آن بیشتر مقایسه‌ای، تطبیقی و تحلیلی است که از ابزارهای اسنادی بهره جسته است.