مطالعه رابطه جمعیتی و اثر چند کنهکش برکنه تارتن دولکهای (Tetranychus urticae Koch) و کنه شکارگر Neoseiulus californicus (McGregor) در رز گلخانهای
نویسندگان
1 بخش تحقیقات گیاهپزشکی، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان خراسان رضوی، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، مشهد، ایران
2 بخش تحقیقات گیاهپزشکی، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان خراسان رضوی، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، مشهد، ایران
3 بخش تحقیقات جانور شناسی کشاورزی، موسسه تحقیقات گیاهپزشکی کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران
doi
10.22124/iprj.2021.5259چکیده
خانوادهی Tetranychidae مهمترین گونههای کنههای آفت گلخانهای را در خود جای داده است و در بین آنها کنه تارتن دولکهای، مهمترین آفت گلخانهای به حساب میآید. در این تحقیق در شرایط پایدار، رابطهی میان جمعیت کنه شکارگر Neoseiulus californicus (McGregor) و مراحل زیستی کنه تارتن دولکهای مورد بررسی قرار گرفت و مدل رگرسیون خطی چندگانه برای این متغیرها برازش شد. نتایج نشان داد که کنه شکارگر، مرحلهی لاروی کنه تارتن دولکهای را با بیشترین مقدار ضریب بتا (795/0 Beta=) نسبت به سایر مراحل زیستی کنه تارتن دولکهای ترجیح میدهد. در ادامه کارایی چهار ترکیب کنهکش پلاریس® (کلرفناپیر SC 24%)، اسپید® (کلرفناپیر SC 24%)، فلورامایت® (بایفنازیتSC 24% ) و دایابون3® (روغن کرچک SL 10%) علیه این آفت و کنه شکارگر آن در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی بررسی شد. نتایج تجزیه واریانس درصد مرگ و میر مراحل زیستی تخم، لارو، پوره و افراد بالغ کنه تارتن دولکهای و کنه شکارگر آن توسط کنهکشها در روزهای 3، 7 و 14 بعد از سمپاشی نشان داد که ترکیبهای بایفنازیت 5/0 در هزار، روغن کرچک 8 در هزار و کلرفناپیر (پلاریس®) 5/0 در هزار در تمام مراحل زیستی در فواصل زمانی مختلف بهترتیب بالاترین درصد تلفات را دارند. بر اساس طبقه بندی IOBC، کمخطرترین ترکیب برای کنه شکارگر، روغن کرچک و بایفنازیت و خطرناکترین ترکیب، هر دو فرم تجاری کلرفناپیر بهدست آمد.