بررسی آزمایشگاهی تاثیر خروج ‌از‌ مرکزیت و نسبت پهنا ‌به‌ ضخامت مقاطع دستک‌های ‌قوسی فلزی بر رفتار چرخه‌ای

نویسندگان

1 دانشکده مهندسی عمران، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران

2 دانشکده مهندسی عمران، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران

3 دانشکده مهندسی عمران، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران

doi
10.22060/ceej.2022.19890.7283
چکیده

این مقاله به معرفی دستک‌های قوسی فلزی به‌ عنوان روشی نوین در بهسازی لرزه‌ای قاب‌های بتن ‌آرمه می‌پردازد. در این راستا عواملی چون خروج ‌از ‌مرکزیت اولیه و نسبت پهنا به ضخامت مقاطع دستک‌های قوسی به ‌‌عنوان دو عامل موثر بر رفتار چرخه‌ای آن‌ها مورد ارزیابی قرار می‌گیرد. یک سری بارگذاری چرخه‌ای روی چهار نمونه آزمایشگاهی با مقاطع مستطیلی تکی و دوبل با مساحت و طول اسمی یکسان ولی با خروج ‌از‌ مرکزیت‌های مختلف 1/0 و 2/0 طول اسمی انجام گرفت. نتایج آزمایشگاهی نشان‌ دادند که نسبت‌های لاغری و پهنا به ضخامت نقش بسیار مهمی بر ‌عملکرد چرخه‌ای در فشار و حتی کشش ایفا کرده و با کاهش پتانسیل کمانش و افزایش امکان پلاستیک ‌شدن کامل مقطع، رفتار هیسترزیس مطلوب‌تری حاصل می‌گردد. بنابراین با کاهش50% هم‌زمان این دو نسبت، حداکثر مقاومت فشاری و کششی به ‌ترتیب تا 59% و 27% و انرژی تلف‌‌ شده و حداکثر نسبت میرایی ویسکوز به‌ ترتیب تا 152% و 14% افزایش یافتند. همچنین دستک‌های قوسی در ‌کشش و فشار از لحاظ مقاومت نهایی و سختی پلاستیک رفتار متفاوتی از خود نشان ‌‌دادند که این تفاوت با کاهش خروج ‌از‌ مرکزیت اولیه آشکارتر گردید. با افزایش خروج ‌از‌ مرکزیت محوری اولیه، تاثیر مساحت مقطع بر افزایش مقاومت فشاری و به‌ ویژه حداکثر مقاومت کششی کمتر شد. از طرفی با کاهش 50% آن و علیرغم کاهش 59% مساحت مقطع، مقدار مقاومت و سختی پلاستیک نهایی در‌کشش به ‌ترتیب تا 1/31 و 3/5 برابر افزایش‌ یافتند. همچنین نتایج این پژوهش برای تحقیقات بیشتر روی رفتار آزمایشگاهی اتصالات تیر-ستون بتن ‌آرمه استفاده خواهد ‌شد.