الگوی سوم زن و نقشآفرینی زنان در جنبشهای مقاومت: مطالعهای کیفی با رویکرد تحلیل محتوا و تطبیقی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری حسابداری، گروه حسابداری و مدیریت، واحد فیروزکوه،دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 استادیار، گروه الهیات و معارف اسلامی، واحد رشت، دانشگاه آزاد اسلامی، رشت، ایران
doi
چکیده
چکیدهنقش زنان در جنبشهای مقاومت همواره یکی از محورهای اصلی مطالعات اجتماعی و سیاسی بوده است. بر اساس بیانات مقام معظم رهبری، «الگوی سوم زن» الگویی فرازمانی و مستقل از رویکردهای شرقی و غربی است که با تکیه بر آموزههای دینی و الگوگیری از زنان برجسته تاریخ اسلام، جایگاه چندوجهی زن مسلمان را بازنمایی میکند. هدف این پژوهش، تحلیل نقش زنان در جنبشهای مقاومت و بازتعریف این الگو در بستر اجتماعی و تاریخی است. مطالعه حاضر با رویکرد کیفی و استفاده از تحلیل اسنادی و مرور منابع تاریخی و معاصر انجام شد. یافتهها نشان میدهد که مشارکت فعال و اثرگذار زنان نه تنها در تحقق اهداف سیاسی و اجتماعی مؤثر بوده، بلکه زمینهساز تحولات پایدار و ساختاری در جوامع شده است. همچنین، «الگوی سوم زن» امکان ایفای مسئولیتهای همزمان در عرصههای خانوادگی و اجتماعی را فراهم کرده و الگویی جامع برای پیشرفت فردی و اجتماعی ارائه میدهد. این پژوهش با ارائه مدلی منسجم و کاربردی، نوآوری در بازخوانی نقش زنان در جنبشهای مقاومت را نمایان میسازد.واژگان کلیدی: آموزش، الگوی سوم زن، توانمندسازی، جنبشهای مقاومت.