الگوی مدیریت اخلاق مدارانه هوش مصنوعی: چالشها و راهکارها
نویسندگان
1 استادیار گروه مدیریت دولتی و خط مشی گذاری ،واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
چکیده
پژوهش علمی- کاربردی حاضر بر آن است تا ضمن آسیبشناسی مسائل اخلاقی منبعث از کاربری هوش مصنوعی به این مساله بپردازد که مدیریت هوش مصنوعی در پرتو مسائل ارزشی، اخلاقی و حرفهای چگونه امکانپذیر است ؟؛ بدین منظور تعریف موقعیت مسئلهزا از طریق فراترکیب از طریق فراترکیب پژوهشهای علمی نوین در بازه زمانی سال 2020الی2025 بر مبنای الگوی سندلوسکی و ﺑﺎروسو انجام گرفت. بهمنظور برای بررسی روایی و اعتبار یافتهها در کنار بررسی ضریب توافقات کاپای کوهن، از روش توافق کدگذاری در تحلیل کیفی استفاده شد که از منظر شاخص های بهروز ﺑﻮدن، کاربردی بودن، قابلیت اعتبار پذیری، انتقالپذیری، تأیید پذیری، اطمینانپذیری و باورپذیری مورد واکاوی و تائید قرار گرفت. بر مبنای یافتههای تحقیق درزمینة مدیریت حرفهای اخلاق هوش مصنوعی در دو سطح حرفهای گری فردی و سازمانی، دو کد محوری بیاخلاقیهای فردی- سازمانی استقرار هوش مصنوعی شامل پنج کد فرعی و الزامات حرفهای استقرار اخلاق هوش مصنوعی شامل هفت کد فرعی احصا شدند. مبتنی بر کدهای مذکور در کارزار تعارضات هوش مصنوعی- باهوش مصنوعی، اخلاق حرفهای – اخلاق غیرحرفهای، اخلاق مصنوعی- اخلاق حقیقی، هوش حقیقی- هوش مصنوعی، مدل مفهومی تحقیق ایفای مهمترین مسئولیت مدیران منابع انسانی در عصر دیجیتالی شدن منابع را، منوط به اعمال قدرت نرم سازمانی شامل حرفه مندی نهادینهشده در بازیگران و بازیگردانان فناوریهای هوش مصنوعی میداند. درنتیجه شایسته است بهمنظور توسعه اخلاق مدارانه هوش مصنوعی، برنامه ریزان، برنامه نویسان، برنامه پذیران و حتی برنامه گریزانِ این هوشِ دستساز به قدرت نرم حرفهای گری توجه ویژهای داشته باشند.