ساختار سه‌گانه‌ی کیفیت فضای داخلی معماری‌درمانی: ابعاد فیزیولوژیک، پدیدارشناختی و اجتماعی-فرهنگی

نویسندگان

1 دانشگاه علامه طباطبایی

doi
10.22059/jfaup.2026.409934.673162
چکیده

در دهه‌های اخیر، هم‌زمان با افزایش پیچیدگی نظام‌های سلامت و تغییر نگرش نسبت به مفهوم درمان، نقش معماری در بهبود سلامت جسمی، روانی و اجتماعی بیماران بیش‌ازپیش موردتوجه قرار گرفته ‌است. بااین‌حال، بخش عمده‌ای از فضاهای درمانی معاصر همچنان بر معیارهای فنی و عملکردی تمرکز دارند و ابعاد ادراکی، تجربه محور و اجتماعی فضا در آن‌ها به‌صورت پراکنده و غیر نظام‌مند مورد بررسی قرار می‌گیرد. این شکاف نظری، ضرورت بازاندیشی در چیستی کیفیت فضاهای داخلی معماری درمانی و سازوکارهای فضایی مؤثر بر تجربه درمان را آشکار می‌سازد. هدف این پژوهش ارائه یک چارچوب تبیینی چندبعدی برای تحلیل کیفیت فضای داخلی معماری درمانی است. روش پژوهش، کیفی و تفسیری است که از طریق کدگذاری مصاحبه‌های نیمه­ساختاریافته با متخصصین در مرحله اول مضامین مستخرج از ادبیات نظری، صورت‌بندی شده و در گام بعدی با تحلیل تطبیقی چهار نمونه شاخص در تجربه معماری درمانی طی قرن اخیر، کاربست آن آزموده شده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهند که معماری درمانی زمانی بیشترین اثرگذاری را دارد که سه بعد فیزیولوژی، پدیدارشناسی و اجتماعی- فرهنگی، به‌صورت هم‌زمان و تعاملی، یکپارچه در فرایند طراحی فعال شوند. این چارچوب می‌تواند به‌عنوان ابزاری تحلیلی و طراحی، در ارزیابی و ارتقای کیفیت فضاهای داخلی درمانی، در بسترهای فرهنگی متنوع مورد استفاده قرار گیرد.