موسیقی، سنجه‌ای در شناخت اوج و فرود رباعی فارسی

نویسندگان

1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه قم، قم، ایران.

doi
10.22059/jlcr.2021.309077.1534
چکیده

جدای از مضمون رباعی، آنچه بیش از هر ویژگی دیگر موجب برجستگی آن شده، سادگی زبانی، بی‌پیرایگی بیانی، ایجاز و موسیقی گوش‌نواز آن است، اما به سهم موسیقی در حُسن قبول قالب رباعی کمتر توجه شده‌است. این در حالی است که قالب رباعی بیش از قالب‌های دیگر شعری، با موسیقی پیوند دارد، تا بدان‌جا که وزن، یکی از مؤلّفه‌های تمایزبخش این قالب است. ازاین‌رو، بررسی تطبیقی موسیقی نخستین رباعیات فارسی با نقطۀ اوج آن می‌تواند نقش و جایگاه موسیقی را در سیر رباعی‌سرایی فارسی و رسیدن آن به نقطۀ کمال تبیین کند. در این مقاله، در شیوه‌ای توصیفی‌ـ تحلیلی و با استناد به داده‌های آماری، ویژگی‌های موسیقایی رباعیات رودکی به‌عنوان یکی از آغازگران این قالب، با رباعیات خیام به‌عنوان اوج رباعی‌سرایی فارسی مقایسه شده‌است. ازاین‌رو، رباعیات رودکی بر مبنای 34 رباعی چاپ نفیسی و براگینسکی و مقابله با چاپ‌های دانش‌پژوه، شعار و جهانگیر منصور مورد استفاده قرار گرفته‌است و رباعیات خیام با توجه به اختلاف گستردۀ چاپ‌های مختلف و اتفاق نظر غالب خیام‌پژوهان دربارۀ اصالت رباعیات موجود در کتاب‌های مرصادالعباد، تاریخ جهانگشای جوینی، نزهةالمجالس، تاریخ وصّاف و تاریخ گزیده، و با توجه به 34 رباعی موجود در این کتاب‌ها مبنای این پژوهش است. نتیجۀ این پژوهش نشان می‌دهد که رودکی با بهره‌گیری افزون‌تر از اختیارات شاعری و عدم توجه به ظرافت‌هایی چون نسبت حروف سکون و متحرّک مصراع‌ها، کم‌توجهی به موسیقی کناری و درونی و سرانجام، غفلت از موسیقی آشنای واژه‌های فارسی، نتوانسته‌است از جاذبه‌های موسیقایی رباعی برای جذب مخاطب بهره بگیرد، در حالی که خیام با دقت در بهره‌گیری کمی و کیفی از اختیارات شاعری، پای‌بندی بیشتری به ویژگی‌های موسیقایی وزن اصلی رباعی، بهره‌گیری اعتدالی از ظرفیت‌های موسیقی کناری و درونی در کنار ایجاد آهنگی آشنا، با به‌کارگیری واژه‌های اصیل فارسی، از برجستگی موسیقی رباعی در جذب مخاطب و کمال این قالب بهره برده‌است.