تصویر اگزیستانس در مجموعه داستان گور وگهوارة غلام حسین ساعدی براساس دیدگاه کیر کگور ویاسپرس
نویسندگان
1 دانشآموخته دکتری زبان وادبیات فارسی دانشگاه سمنان، سمنان، ایران.
2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22059/jlcr.2021.317860.1618چکیده
اگزیستانس، خود بودن اصیلِ انسان است که با تصمیمی آزاد و بیقیدوشرط، در موقعیتهای مرزی مانند؛ «اختیار و تردید، رنج، ترس وگناه و...» قرار میگیرد و به خود فعلیت میبخشد. اگزیستانس را با تجربههای عادی نمیتوان درک کرد، با آزادی و انتخاب آن را میتوان محقق ساخت. این وجودِ حاضر انسانی در موقعیت انضمامی و اعتباری در ارتباط با جهان قرار دارد، اما خود را با چندین شاکله و طرحوارۀ انتزاعی، کلّی، اصیل، قابل اعتماد و فراتر از زمان و مکان نمودار میسازد. آنچه ابعاد نهفتۀ وجود انسان را آشکار میکند، قرار گرفتن در موقعیتهای استثنایی و اساساً غریب با ساختار ذهنی است که انسان را به محدودیتها و امکانهای خود آشنا میسازد. این پژوهش با رویکرد توصیفی و اسنادی، درصدد تحلیل مؤلفههای اگزیستانس در مجموع داستان گور و گهواره با توجه به آرای کیرکگور و یاسپرس است. غلامحسین ساعدی بر این باور است که ذهنیتها و موقعیتها در شکلگیری وجود آدمی نقش مؤثری دارد. هستی ما بر اساس اعتباراتی است که آنها را قطعی میپنداریم. اما با قرار گرفتن در موقعیتها درمییابیم که چندان قابل اطمینان نیستند. ساعدی برای ترسیم بیاعتباری وجود و ذهن آدمی، غالباً شخصیتهای داستانش را در وضعیتی شکننده و بحرانی قرار میدهد، تا با سنجش تجربۀ وجودی، هدف و باطن نادرست و منفی آن دستخوش دگرگونی شود. نتایج تحقیق حاکی از آن است که به تعبیر یاسپرس، موقعیتهای مرزی (آزادی، رنج، ترس و گناه) و تجربۀ ناشی از اضطراب در این موقعیتها، در شخصیتهای داستانی این سه مجموعهداستان کوتاه، شاکلههای قالبی انسانها را فرومیریزد و امکان تجربۀ فراسوی محدودیتها را در این شخصیتها شکل میدهد. ساعدی در داستان گور و گهواره نشان میدهد که محیط بیرونی و فیزیکی با درون آدمها در پیوند تنگاتنگ است. با از بین رفتن تعادل میان این دو، هنجارها به سوی ناهنجاری میرود. در این مجموعهداستان، عناصر طبیعی در درون زمینهای کاملاً طبیعی، اغلب برای بازتاب دادن به فرایندهای روانی انجام میپذیرد.