ارائه یک مدل برای ارتقای هماهنگی و رهبری آموزشی جهت بهبود مدرسه

نویسندگان

1 استاد، گروه آموزشی علوم تربیتی، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران

2 دانشجوی دکتری، گروه آموزشی علوم تربیتی، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران

3 دانشجوی دکتری، گروه آموزشی علوم تربیتی، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران

doi
10.30495/jedu.2024.30263.6056
چکیده

مقدمه و هدف: بهبود مدرسه موجب افزایش ظرفیت معلمان و رهبران و در نهایت باعث بهبود نتایج یادگیری دانش­آموزان می­شود. هدف از این تحقیق ارائه یک مدل برای ارتقای هماهنگی و رهبری آموزشی جهت بهبود مدرسه است.  روش شناسی پژوهش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و با توجه به نحوه گردآوری اطلاعات از نوع توصیفی- همبستگی مبتنی بر مدل­یابی معادلات ساختاری به روش تحلیل مسیر می­باشد. جامعه آماری تحقیق حاضر شامل تمام معلمان مقطع ابتدایی ناحیه یک شهر ارومیه به تعداد 1113 نفر است که با استفاده از جدول کرجسی و مورگان تعداد 290 نفر به عنوان نمونه آماری با استفاده از روش نمونه­گیری خوشه­ای انتخاب شدند. برای گردآوری داده­ها از پرسشنامه استاندارد رهبری توزیع شده هولپیا و همکاران (Hulpia et al., 2009) استفاده شد که شامل 40 گویه است. پس از تایید روایی صوری و محتوایی ابزار پژوهش توسط تعدادی از خبرگان، بوسیله تحلیل عاملی اکتشافی پنج مولفه­ی، هماهنگی آموزشی، رهبری آموزشی، اهداف مشترک، کار مشترک و مشارکت در تصمیم­گیری استخراج شد و پایایی ابزار پژوهش با استفاده از روش آلفای کرونباخ مقدار 953/0 محاسبه شد. ارتباط متغیرها از طریق مدل­یابی معادلات ساختاری با روش تحلیل مسیر مورد آزمون قرار گرفت. یافته ­ها: نتایج نشان داد که رهبری آموزشی 20 درصد، کار مشترک 18 درصد، اهداف مشترک 41 درصد و مشارکت در تصمیم ­گیری 21 درصد از واریانس هماهنگی آموزشی را تبیین می­کنند. بحث و نتیجه­ گیری: با توجه به روابط بین متغیرهای رهبری آموزشی، کار مشترک، اهداف مشترک و مشارکت در تصمیم ­گیری می­توان گفت که، مجموعه ­ی این مولفه­ ها باعث ایجاد هماهنگی در مدرسه می ­شوند که در نهایت باعث بهبود مدرسه و افزایش یادگیری دانش­ آموزان می­ شود.