تدبیر چارچوب مدیریت دانش برای سیاستگذاری یکپارچه در کلانشهر تهران
نویسندگان
1
2
3
doi
10.22059/jfaup.2014.55378چکیده
توجیه ضرورت سیاستگذاری یکپارچه در شهرها، وجود عرصههای موضوعی سیاستگذاری و نیز سیاستگذاران چندگانۀ درگیر در برنامهریزی و سیاستگذاری کلانشهری و تولید سیاستهای غیریکپارچه و ناهماهنگ است. چنین سیاستهایی به عناصر و مسیرهایی غیریکپارچه و چندپاره، ناهماهنگ، متناقض و رقابتی میانجامند. منبعی مهم برای تنظیم سازوکارهای مناسب برای دستیابی به یکپارچگی و به پیامدهای مثبت آن، دانش و مدیریت دانش است، با این توجه که یک چالش اصلی سیاستگذاری کلانشهری نبود اطلاعات مناسب، کامل، در دسترس و یکپارچه و وجود نامعلومیهایی است که سیستم مورد تصمیمگیر ی و سیاستگذاری را احاطه میکند. هدف این مقاله، ردیابی ابعاد یکپارچگی در سیاستگذاری کلانشهر تهران ، به منظور کمک به تدبیر چارچوبی انگاشتی برای تسهیل اثر مدیریت دانش در دستیابی به سیاستگذاری یکپارچه – در برابر سیاستگذاری بخشی، پارهپاره و غیریکپارچه است و برای دستیابی به آن روشی با مسیر دوگانۀ توصیفی- تحلیلی با ردیابی چگونگی یکپارچگی در سیاستگذاری و تحلیلی- تجویزی بهمنظور ارتقای یکپارچگی اطلاعات، دانش و سیاستگذاری، اختیار شده است. ارزش این مقاله کوشش در پرداختن به و بهکارگیری هر دو انگاشت اصلی این مقاله، یعنی "مدیریت دانش" و "سیاستگذاری یکپارچه" و نیز اتصال این دو در برنامهریزی کلانشهرهایی چون کلانشهر تهران که پیشینهای – چه پژوهشی و چه سیاستگذاری – در این زمینه ندارند، است.