برساخت رواییِ تاریخ بیهقی و تلاقیِ آن با اندیشۀ ایرانی
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه کردستان، کردستان، ایران. هیات علمی دانشگاه کردستان
doi
10.22059/jlcr.2021.310254.1545چکیده
روایتمندی ویژگی اجتنابناپذیرِ «تاریخ» است. روایت با کارکردهایی چون نظاممند بودن و ساختارمند بودن، کارکردی انسجامبخش و نظمدهنده دارد، چنانکه از میان واقعیتهای فینفسه بیشمارِ تاریخی، واقعیتهای گزینششدهای را تحت ساختارها و پیرنگهایی مشخص گردهم میآورد. ساختمندی و انسجام روایت، زمینه را برای دلالت معنایی و حتی دلالت ساختاری، و یافتن بسترهای ایدئولوژیک و غلبۀ نظمهای گفتمانیِ خاص (و در نتیجه بروز گزینشها و حذف و طردها) فراهم میآورد. مجموع این مسائل، بهعلاوۀ تکیه بر توالی، نسبتهای علّی و معلولی، تغییر وضعیت، و داشتن هدف غایی، همگی مؤلفههایی روایی و درنتیجه غیرتاریخی هستند که در گزارش رخدادهای تاریخی دخیلاند و درنهایت میتوانند به ساخت و تکوین «داستان» یا شکلهایی از داستان منتهی شوند. از سوی دیگر، گفتمانها، ایدئولوژیها و ساختارهای قدرت در برساخته شدن فهم تاریخیِ مورخ، و درنتیجه در روایتپردازیِ تاریخیِ او نقش مؤثری دارند، چنانکه «روایت تاریخی» برساختهای در نظام معرفتشناختی و ارزشگذاریهای غالب بر دورۀ زندگی مورخ است. تاریخ بیهقی همچون دیگر متون تاریخی، روایتی گزینششده از میان رویدادهای تاریخیِ بیشمار از یک دورۀ خاص است و بیهقی بهعنوان سوژهای در زمانۀ خود، روایتپردازی تاریخیاش تحت تأثیر گفتمانها، ایدئولوژیها و خاستگاههای هویتیِ خاصّی شکل گرفته است، بهویژه آنکه تقابلهای گفتمانی و هویتیِ خاصّی در روزگار بیهقی دیده میشود. بر این اساس، در این مقاله بر مبنای رویکرد تاریخگرایی نوین، به بررسی برساخت روایی تاریخ بیهقی، و نوع مواجهۀ بیهقی با گفتمانهای اثرگذار در روزگار او میپردازیم و تأثیر آن بر شکلگیری «روایت تاریخیِ» بیهقی بررسی و تحلیل میشود، چنانکه سوژگیِ این مورخ در روزگارش به طرز دقیقتری واکاوی شود. نتایج تحقیق بیانگر وجود تقابلهای درونساختی میان سویههای تاریخی و فراتاریخی (Metahistorical) در روایتپردازی تاریخیِ بیهقی است، که ارتباط معناداری با تقابلهای گفتمانیِ حاکم بر روزگار او دارد و از این میان، تقابل جریان هویتخواهیِ ایرانگرا با جریانهای هویتخواهیِ مورد حمایت دربار، نقش مهمّی در شکلگیری این تقابلهای درونساختی دارد.