تثبیت گفتمان اشعری در برابر گفتمان‌های خردگرا بر مبنای عامل دسترسی (با تکیه بر دیوان ناصرخسرو و رباعیات خیام)

نویسندگان

1 استاد زبان شناسی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.

2 استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.

3 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.

doi
10.22059/jlcr.2020.300068.1450
چکیده

این جستار به بررسی فرایند تثبیت گفتمان اشعری در برابر گفتمان­های خردگرا (به­طور مشخص دیوان ناصرخسرو و رباعیات خیام) بر مبنای برداشتی تازه از عامل دسترسی، توزیع نابرابر تولیدات زبانی گفتمان­ها در جامعه، پرداخته است. مطابق این برداشت میزان دسترسی به متون گفتمان­ها با تأثیر بر شناخت ذهنی افراد نقشی اساسی در تثبیت یا تضعیف آنها دارد. از این نظرگاه، تمرکز پژوهش بر شناسایی مناسبات اجتماعی مؤثر بر دسترسی متون گفتمان­های نام­برده و نوع تحلیل نیز کلان و متفاوت با توصیف­های زبانی در سطح خُرد است. چارچوب نظری دیدگاهی تلفیقی متشکل از لایة کردار اجتماعی در رویکرد فرکلاف و فرایند برجسته­سازی­ـ­حاشیه­رانی در نظریة لاکلا و موف است. یافته­ها نشان می­دهد عوامل قدرت با روش­های تحمیل و محدودیت­های گفتمانی، به­ترتیب به­منظور برجسته­سازی گفتمان اشعری و حاشیه­رانی گفتمان­های خردگرا، دسترسی به متون این گفتمان­ها را در حالتی نابرابر نگه داشتند. به این معنا که در سطح تحمیل گفتمانی با طراحی تشکیلات نرم همچون گروه­بندی و تأسیس مدارس نظامیه زمینة دسترسی وسیع متون گفتمان اشعری را در جامعه فراهم و در سطح محدودیت گفتمانی با اقدامات سخت­افزاری مثل حذف و سرکوب از دسترسی گفتمان­های خردگرا و متون مربوط به آنها جلوگیری کردند. دیوان ناصرخسرو و رباعیات خیام دو نمونه از متونی بودند که افزون بر خردمحور بودن به دلیل ستیز با ایدئولوژی غالب ـ­دیوان ناصرخسرو با دربرداشتن مفاهیمی همچون تبلیغ آموزه­های اسماعیلی، انکار شدید مذهب تسنن و نثار ناسزاهای سنگین به صدر تا ذیل عوامل گروه رقیب و رباعیات خیام با به­چالش­کشیدن عقل سلیم جامعه دربارة گزاره­های مسلم دینی و تعریض و کنایه به صاحبان دین و خبر روزگار­ـ­ محدودیت­های گفتمانی به­شدت دربارة آنها اعمال می­شد. این نکته نیز گفتنی است که از رهگذر تشکیلات نرم­افزاری مدارس نظامیه دسترسی به جایگاه­های اقتدار و اعتبار برای کنشگران این گفتمان­های رقیب به شکلی نابرابر و به نفع گفتمان اشعری توزیع می­شد. این راهبرد امکان تحمیل گفتمان اشعری را بسیار هموار می­ساخت. مجموع این سازکارها در نهایت به تثبیت گفتمان اشعری انجامید.