تحلیل برخوانی «آرش» بهرام بیضایی، با رویکرد ترامتنیت

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علّامه طباطبائی، تهران، ایران.

2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه علّامه طباطبائی، تهران، ایران

doi
10.22059/jlcr.2021.317965.1622
چکیده

بهرام بیضایی، نویسنده، فیلم‌ساز، کارگردانِ تآتر، نمایشنامه‌نویس و پژوهشگر نامدار و صاحب سبک ایرانی است. او با بهره­گیری از پشتوانه­های اساطیری، حماسی، تاریخی و فرهنگ عامۀ ایران و جهان، به خلق اثر می­پردازد؛ از این رو، آثار او پیوندهای عمیق و گسترده­ای با زمینه‌های فکری و بن­مایه­های فرهنگی ایران و سایر ملل جهان دارد. نمایشنامۀ «آرش» او نیز، واجد چنین ویژگی شاخصی است. باید بیش از پیش به این نکته توجّه کرد که بر اساس رویکردها و  نظریات بینامتنی، آفرینشگران، در خلق آثار خود چندان به داشته­ها، آموزه­ها و اندوخته­های بکر ذهنی خویش تکیه نمی­کنند؛ بلکه آن­ها را با مدّ نظر قرار دادن متون از پیش موجود، تدوین می­نمایند، که خود این متون بنیان فرهنگ، اندیشه، هنر و  ادب زمانۀ خویش هستند. در پژوهش پیشِ رو، کوشیده­ایم به روش تحلیل محتوا و با تکیه بر مطالعات کتابخانه­ای و اسنادی، و کاربست نظریۀ «ترامتنیت» ژُنت(از نظریه­پردازان بینامتنیت)، متن نمایشنامۀ «آرش» را تحلیل کنیم. دستاوردهای پژوهش گویای این است که این نمایشنامه(برخوانی)، مشتمل بر عناصر بینامتنی، بیش­متنی، فرامتنی، سرمتنی و پیرامتنی با بسامدی درخور توجّه است، که همین امر، این اثر را واجد ظرفیت جدید معنایی و خوانش دگرسان کرده است؛ در مواجهۀ بینامتنی این اثر با متن معاصر آن، یعنی منظومۀ آرش سیاووش کسرایی، بیضایی اسطوره را به چالش می­کشد و آرش مطلوب خود و جامعۀ خود را به تصویر می­کشد؛ هر چند هر دوی آثار با اسطورۀ آب و دیو خشکسالی در ارتباط هستند. از سوی دیگر می‌توان در تحلیل فرامتنی، طبقات موجود در برخوانی آرش را منطبق با طبقات موجود در نظریۀ استبداد شرقی ویتفوگل دانست که بر بنیان جامعۀ آب­سالار و روابط حاکم بر آن تعریف می‌شود. از منظر تحلیل پیرامتنی این اثر با نمایشنامه‌های اژدهاک و کارنامۀ بندار بیدخش در ارتباط است. در بخش تحلیل سرمتنی نیز،  این نمایشنامه به گونه­ای از تراژدی شباهت دارد که با تعزیۀ مسیح و ماجرای کربلا بی­ارتباط نیست.