بررسی نقش رهبری تحولی و تبادلی در ارتقاء اعتماد سازمانی اعضای هیأت علمی به-منظور ارایه مدل مفهومی

نویسندگان

1 دانشیار، گروه مدیریت آموزشی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد ساری، مازندران، ایران

doi
10.30495/jedu.2023.28503.5715
چکیده

مقدمه و هدف: پژوهش حاضر به­منظور بررسی نقش‌ رهبری تحولی و تبادلی در ارتقاء اعتماد سازمانی اعضای هیأت علمی واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی استان مازندارن جهت ارایه مدل مفهومی انجام شده است. روش پژوهش توصیفی- پیمایشی و از نظر هدف کاربردی بوده است. روش شناسی پژوهش: جامعه آماری پژوهش را اعضای هیأت علمی واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی استان مازندران به تعداد 850 نفر تشکیل دادند. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 265 نفر برآورد و با استفاده از روش نمونه­گیری تصادفی طبقه­ای تعیین گردید. ابزار گردآوری داده­ها در این پژوهش پرسشنامه استاندارد سبک­های رهبری تحولی و تبادلی باس و آولیو (1996) و پرسشنامه استاندارد اعتماد سازمانی مارتینز (2002) با طیف پنج درجه­ای لیکرت بوده است. پایایی ابزار پس از اجرای مقدماتی در نمونه­ای 30 نفری ارزیابی شد که ضریب آلفای کرونباخ  پرسشنامه رهبری تحولی و تبادلی و اعتماد سازمانی به ترتیب 84/0 ، 78/0 به­دست آمد. داده­های گردآوری شده از طریق نرم­افزار آماری SPSS و AMOS در دو بخش آمار توصیفی شامل (میانگین، انحراف معیار، جداول، نمودارها) و آمار استنباطی شامل (مدل­سازی معادلات ساختاری مبتنی بر تحلیل رگرسیونی،کای دو (χ²)­، تی(t)، آنتروپی) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. یافته ­ها: نتایج نشان داد که شدت تاثیر رهبری تحولی بر اعتماد سازمانی 0.47 بود. ضمناً مقدار کای - دو برای تایید مدل 116.251 با سطح معناداری 0.000 بود که نشان­دهنده تایید شدن مدل بود. شدت تاثیر نفوذ آرمانی، انگیزش الهام­بخش، ترغیب ذهنی و ملاحظات فردی، به­عنوان مولفه‌های رهبری تحولی بر اعتماد سازمانی به ترتیب 0.53، 0.27، 0.54 و 0.64 بود. نتیجه مدل­سازی معادلات ساختاری نشان داد که شدت تاثیر رهبری تبادلی بر اعتماد سازمانی 0.39 بود. شدت تاثیر رهبری تحولی و تبادلی به­صورت هم­زمان بر اعتماد سازمانی به ترتیب 0.08 و 0.49 است. بحث و نتیجه­ گیری: نتایج نشان داد که در میان چهار مؤلفه رهبری تحولی که در تعامل با اعتماد سازمانی بودند، ملاحظات فردی بیشترین نقش و انگیزش الهام­بخش کمترین نقش را دارا بوده است و در میان چهار مؤلفه رهبری تبادلی که در تعامل با اعتماد سازمانی بودند، مدیریت بر مبنای استثناء غیرفعال بیشترین نقش و مدیریت بر مبنای استثناء فعال کمترین نقش را دارا بوده است.