نقش مشارکت مشتریان در ایجاد ارزش اقتصادی و اجتماعی در اکوسیستم کسبوکار گردشگری مورد مطالعه: مشتریان شرکتهای فعال حوزۀ گردشگری
نویسندگان
1 دانشیار گروه مدیریت بازرگانی، دانشکدۀ علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه کردستان
2 استادیار گروه مدیریت بازرگانی، دانشکدۀ علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه کردستان
3 . دانش آموختۀ کارشناسی ارشد مدیریت کسب وکار، دانشگاه کردستان
doi
10.22034/jtd.2020.253874.2159چکیده
امروزه تمرکز راهبردی بنگاهها از دیدگاه عملکرد انفرادی به توسعۀ راهبرد مبتنی بر اکوسیستم کسبوکار تغییر یافته است. اکوسیستم کسبوکار به سیستمهای وابستۀ متقابلی اشاره دارد که توسط پایههایی از اعضای اکوسیستم مانند مشتریان، تأمینکنندگان، شرکا و دیگر ذینفعان به هم پیوسته است. در میان اعضای اکوسیستمهای کسبوکار، این مطالعه بر روی مشتریان و اثرگذاری مشارکت مشتری در ایجاد ارزش اقتصادی و اجتماعی در اکوسیستم کسبوکار، در راستای پایداری اکوسیستم کسب وکار، تمرکز دارد. یکی از صنایع روبه رشد در کشورهای درحال توسعه صنعت گردشگری است که اهمیت بسزایی در تحولات اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی کشورها به ویژه ایران دارد و گردشگران نقش مهمی در تداوم گردشگری و آیندۀ این صنعت ایفا میکنند. به این منظور، نقش کلیۀ مشتریان دفاتر خدمات گردشگری غرب کشور در هم آفرینی ارزش در اکوسیستم کسب و کار بررسی شده است. این پژوهش به لحاظ ماهیت از نوع پژوهشهای همبستگی و بر اساس هدف از نوع پژوهشهای کاربردی و بر اساس روش اجرا و جمع آوری اطلاعات، پیمایشی است. با توجه به نامحدودبودن جامعۀ پژوهش، تعداد چهارصد نفر از مشتریان دفاتر خدمات گردشگری غرب کشور برای نمونه انتخاب شدند و روش نمونه گیری غیرتصادفی در دسترس بوده است. اطلاعات لازم به دو روش کتابخانه ای و پیمایشی گردآوری شده است و ابزار اصلی گردآوری اطلاعات پرسشنامه بوده است. داده های به دست آمده از پرسشنامه ها با فنون آماری توصیفی و استنباطی به وسیلۀ نرم افزار اس پی اس اس و پی ال اس تجزیه و تحلیل شده است. نتایج به دست آمده نشان دهندۀ اثر مثبت و معنادار مشارکت مشتریان در ایجاد ارزش اقتصادی و ایجاد ارزش اجتماعی در اکوسیستم کسب وکار است. انگیزش و عوامل جامعه شناختی نیز دو محرک اثرگذار در میزان مشارکت مشتریان شناخته شده اند. همچنین، متغیرهای فرعی مانند جنسیت، استان مشتریان و تعداد دفعات مراجعه به آژانس های گردشگری در بازۀ زمانی یک سال، در برخی از روابط اصلی پژوهش اثر تعدیل کنندگی داشته است.