مقاومت زن دربرابر ایدئولوژی مردسالار در نمایشنامة قصة زمستان از شکسپیر با توجه به نظریههای استفان گرینبلات و آلن سینفیلد
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات انگلیسی، دانشکدة زبانها و ادبیات خارجی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری ادبیات انگلیسی، عضو هیئتعلمی دانشگاه پیامنور، ایلام، ایران
doi
10.22059/jor.2015.57083چکیده
جامعة انگلستان در آغاز دورة مدرن، مردسالار بود. گسترة قراردادهای مردسالارانه در عصر الیزابت، زنان را موجوداتی نیازمند کنترل و تحکم از جانب مردان نشان میدهد. در اغلب نمایشنامههای شکسپیر، تقابل بین زن و ایدئولوژی مردسالار به تصویر کشیده شده است. مخالفت بعضی از زنان با ایدئولوژی مردسالار در نمایشنامههای شکسپیر و عاقبت این تنشها در کار ادبی، نقطة تقابل بین استفان گرینبلات- که یکی از نظریهپردازان اصلی نوتاریخیباوری است- و آلن سینفیلد- که از متفکران مادیگرایی فرهنگی است- به شمار میرود. با توجه به دیدگاههای گرینبلات، مخالفت زن در نمایشنامههای شکسپیر درنهایت، توسط ایدئولوژی مردسالار هضم میشود. از سوی دیگر، سینفیلد و سایر مادیگرایان فرهنگی، به پایان این مخالفتها در نمایشنامههای شکسپیر خوشبیناند. به باور آنان، تناقض در درون ایدئولوژی مردسالار، بهوسیلۀ حضور بعضی از زنان مانند پاولینا نشان داده میشود. مقالة حاضر مطالعهای است برای نشاندادن اینکه چگونه صدای زن، ایدئولوژی برتر را به چالش میکشد.