جلوههای ساختاری و مضمونی تئاتر ابزورد در نمایشنامههای بهمن فرسی
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه ولیعصر عج رفسنجان، رفسنجان، کرمان، ایران
2 استادیار زبان و ادبیات انگلیسی(گرایش ادبیات نمایشی)، دانشگاه ولیعصر عج رفسنجان، رفسنجان، کرمان، ایران
3 استادیار زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه ولیعصر عج رفسنجان، رفسنجان، کرمان، ایران
doi
10.22059/jor.2015.57084چکیده
پژوهش حاضر با تأکید بر جلوههای ساختاری و مضمونی تئاتر ابزورد بهمثابۀ شکل نوینی از پردازش نمایشی، مجموعهای از اصول نمایشی وامگرفته از این تئاتر، در نمایشنامههای دهۀ چهل بهمن فرسی را مطالعه میکند. یکی از این اصول، درک نوین فرسی از مقولۀ کنش دراماتیک است که بهنوعی، عامل اصلی انتقال مفاهیم مورد نظر نویسنده بهشمار میرود. فرسی در این روش، متأثر از تئاتر ابزورد، نقش رویدادهای بیرونی نمایش و پیرنگ علیومعلولی رایج در تئاتر سنتی را کنار گذاشته و لایههای فکری و عقیدتی نمایش را تقویت کرده است. طرح مدور نمایشها، پیچیدگی و نمایش مورب شخصیتها و مواضع فلسفی- عقیدتی آنان، تصاویر شاعرانه، گسترش و غلبۀ لایة کلامی نمایش بر لایۀ کنشی و پایان باز نمایش- که در آن خبری از گرهگشایی نیست- رویکردهای نوآورانهای هستند که در نمایشنامههای فرسی بهکار گرفته شدهاند که این خود نشاندهندۀ تأثیرپذیری بارز فرسی از این مکتب هنری و نمایشی است. مسئلة اصلی این پژوهش، کشف و شناسایی حدود تأثیرهایی است که این گونة متفاوت نمایشی بر نمایشنامههای بهمن فرسی داشته است.