مناسبات پژوهش و فلسفه در دانشگاه تازه تأسیس برلین

نویسندگان

1 دانشیار مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی، تهران، ایران

doi
10.61838/irphe.29.3.1
چکیده

اگرچه دانشگاه‌های اروپایی از آغاز تا ابتدای قرن نوزدهم عمدتاً به‌عنوان مکان‌هایی برای آموزش عالی شناخته شده‌اند، اما هویت دانشگاه برلین به‌عنوان اولین دانشگاه مدرنِ اختصاصاً آلمانی بیش از آن مرهون اهتمام به پژوهش و بینشی فلسفی در مدیریت نظام دانش است. با تأسیس دانشگاه برلین در 1810 و تعریف مأموریت‌های جدید برای دانشکده‌ها، پژوهش در کنار آموزش و تربیت اخلاقی، به‌عنوان یکی از سه وظیفه اصلی استادان برجسته دانشکده‌ها تعیین شد. آکادمی نیز به‌عنوان مکان پژوهش عالی، با استخدام استادان و دانشمندان برجسته‌ای که خود را تماماً وقف پژوهش‌های جان‌دار کرده بودند، کلاس‌های درس و دانش عالیِ معطوف به آینده را یاری می‌کردند. دانشکده فلسفه نیز به‌مثابه رکن سوم، نخست از طریق مدیریت رابطه دانشکده‌ها و آکادمی و سپس تأمل بر یافته‌های پژوهشی جدید، نظام دانش جدید را معطوف به ایده وحدت علم و دانش مطلق هدایت می‌کند. این نوشتار تلاش دارد عناصر برسازنده دانشگاه برلین در ابتدای قرن نوزدهم را با محوریت پژوهش و دانشکده فلسفه ذیل دو ایده وحدت و پیشرفت تببین کند.